«درخصوصياتغيبتوزمانغيبت»
حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در زمان پدر بزرگوارش، حضرت امام حسن عسکري(عليه السلام)؛ اگر چه از مردم مخفي بود اما از بعضي خواص اصحاب مخفي نبود. ولي بعد از پدر بزرگوارش، بطور کلي از همه مخفي گشت و ابتداي غيبت از همانوقت شروع شد. ليکن چنانچه نزد شيعه معروف است آنست که حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را دو غيبت است؛ يکي را « غيبت صغري » يعني کوچکتر و ديگري را « غيبت کبري » يعني بزرگتر گويند و به همين دو غيبت در اخبار پيش از تولد آنحضرت اشاره شده. چنانچه از حضرت زين العابدين(عليه السلام) است که فرمود: قائم(عليه السلام) ما را دو غيبت است يکي از آندو درازتر از ديگريست.
«دورانغيبتصغري»
پس از انتقال امامت به حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و خواندن نماز بر جنازه پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکري(عليه السلام) در اثر تعقيب کردن معتمد عباسي براي دستگير کردن وي، غيبت فرمود. حتي بر خواص هم رسما ظاهر نمي شد. اما نائب خاص براي خود انتخاب فرمود تا مرجع شيعيان باشد. حوائج و سؤالات خود را بوسيله او به حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسانند و دريافت جواب کنند. و خود گاه گاه مخفيانه بر نائب خاص ظاهر ميشد و دستورات خاصه مي داد و سؤالات دوستان را توقيع مي فرمود و بسياري از اوقات بر نائب هم ظاهر نمي شد و کتبا يا به وجه ديگر بر وي القاء مي فرمود، تا اينکه بر همين منوال چهار نائب، هر يک پس از ديگري تعيين فرمود و بعد از آن « غيبت صغري » مبدل به « غيبت کبري » گرديد و امر مراجعه شيعه، محول به عموم فقهاي جامع الشرائط شد و از اين جهت، آن چهار نائب را « نائب خاص » گفتند؛ زيرا که نيابت ايشان بطور خصوصي يعني به نصب خاص و تعيين خاص حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بود و فقهاي عظام را « نائب عام » گفتند؛ زيرا که نيابت ايشان را بطور کلي امضاء فرموده. چنانچه در توقيع اسحق بن يعقوب که بر دست نائب دوم فرمود:
وَ أمَّا الحَوادِثُ الواقِعَةُ فَارجِعُوا فيهَا إلي رُواةِ شيعَتِنا (حَديثِناخل)
فَإنَّهُم حُجَّتي عَلَيکُم وَأنَاحُجَّةُ اللهِ.
اماحادثه ها و اموري که برشما رخ مي دهد در آنها مراجعه کنيدبه راويان احاديث ما،
زيرا که ايشان حجت منند بر شما و من حجت خدايم.
و حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) فرمود:
وَ أمّا مَن کانَ الفُقَهاءِ صائِناً لِنَفسِه حافِظاً لِدينِه مُخالِفاً لِهَواهُ
مُطيعاً لِأمرِ مَولاهُ فَلِلعَوامِ أن يُقَلِّدُوهُ.
هر کس از فقهاء، نفس خود را از معاصي و
محرمات نگهداري کند و دين خود را حفظ نمايد و مخالف هواي
خود و فرمانبر مولاي خود باشد، پس براي عوام رواست که او را تقليد کنند. (1)
غيبت صغري به غيبت کبري دو امتياز دارد؛ يکي آنکه مدت او کوتاه که مجموعاً 70 سال تقريبا مي شود و مدت غيبت کبري دراز و هنوز غير معلوم است. دوم آنکه در دوران غيبت صغري چون نائب خاص وجود داشت، مراجعه به خود امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) تا حدي سهل بود زيرا که اگر از فيض مشاهده حضوري محروم بودند از فيض مراجعه کتبي بوسيله نائب خاص محروم نبودند.؛ حوائج و سؤالات خود را از حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) شخصاًمي توانستند استعلام کنند و اين فيض نيز در غيبت کبري برداشته شد. يعني از هر دو فيض محروم گشتند. پس اين غيبت از دو جهت کبري و بزرگتر است هم از جهت طول مدت و هم از جهت دو محروميت. (2)
«نوابچهارگانه»
نـائـب اول: ابو عمرو عثمان بن سعيد العنري الأسدي، براي سه امام نيابت کرده؛ حضرت امام علي النقي(عليه السلام) و حضرت امام حسن عسکري(عليه السلام) و حضرت حجت(عليه السلام). نيابت او براي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از سال 260 تا سال 280 بود.
نـائـب دوم: پسر او محمد بن عثمان العمري، بعد از وفات پدرش به نيابت حضرت انتخاب شد. از سال 280تا سال 305. و او نيز از حضرت عسکري(عليه السلام) نيابت کرده.
نـائـب سوم: ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي، پس از وفات محمد بن عثمان بنيابت منصوب شد. از سال 305 تا سال 326 .
نـائـب چهارم: ابوالحسن علي بن محمد سمري از سال 325، بعد از وفات حسين بن روح به نيابت تعيين شد تا سال 329 که در نيمه شعبان وفات کرد. (3)
«دورانغيبتکبري»
شش روز پيش از وفات سمري، توقيع شريف به دستش جاري شد؛ حاکي از آن بود که وفات تو نزديک شده، ديگر به کسي وصيت مکن و کسي را به نيابت تعيين مکن که غيبت تامه واقع گرديد و ظهور نخواهد بود مگر بعد از مدت طولاني و قساوت دلها و پر شدن زمين از جور و هر کس ادعاي مشاهده کند. (يعني ظهور رسمي که بعد از آن غيبتي نيست) پيش از سفياني و صيحه آسماني، او دروغ گو و افتراء زننده است.
(1) نواب خاصه دو امتياز بر فقهاء دارند. يکي آنکه به اسم و شخصيت بخصوص به نيابت انتصاب گشته اند؛ ديگر آنکه ايشان سمت رسالت در رسانيدن حوائج و سؤالات به حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) داشتند. ولي فقهاء فقط سمت مرجعيت در احکام را دارند. پس شيعيان نبايد گول صوفي و شيخي و بلکه مطلق کساني را که ادعاي مرشديت دارند بخورند. زيرا که دعوي ايشان اگر ولايت مطلقه بالاستقلال نباشد لااقل برگش به دعوي نيابت خاصه مي کند.
(2) اين منافات ندارد که در غيبت کبري احيانا بر وجه ندرت شخصي بطور خصوصي به خدمت آنحضرت برسد يا آنحضرت به وسائلي به کسي چيزي القاء کند زيرا که در غيبت کبري فيض رؤيت و وساطت بطور عمومي منقطع است بخلاف غيبت صغري که فيض وساطت بطور عمومي جاري بود و ممکن است گفته شود در غيبت صغري غيبت از دشمنان بود و در غيبت کبري از دوستان و دشمنان.
(3) محل نيابت اين چهار نفر بغداد و در بغداد مدفون گشته و مزارشان معروف است.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص23-26.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*