«رواج فسّاق و فجّار و منافقين و
اشرار وجاهليت وجهال»
ــ فسق ظاهر و آشکارا شود.
ــ فاسق پسنديده و ستايش شود و صاحب قوت و قدرت در چيزهايي که خداوند دوست ندارد گردد.
ــ شخص را به فسق مدح کنند و او را خوش مي آيد و مي خندد و بر گوينده ردّ نمي کند.
ــ صداهاي مردم فاسق به دعوت بلند شود و از ايشان شنيده شود و پذيرفته گردد.
ــ فاجر را مرد با ظرافت بشمارند.
ــ از فاجر بپرهيزند از ترس شرّ او.
ــ صداهاي فجّار بلند شود.
ــ شر ظاهر شود و هيچکس از وي منع نکنند، بلکه براي صاحبش عذري بسازند.
ــ از اشرار بپرهيزند از ترس زبانشان.
ــ اشرار را اکرام کنند.
ــ از اخيار غفلت کنند و اشرار را بر خود مقدم کنند.
ــ بادهاي منافقين وزنده و پر باران و بادهاي اهل دين، ساکت و بي حرکت است.( يعني دنيا به کام آنها و باد به نفع آنها مي وزد).
ــ هر جاهلي نزد مردم مرد داناي با اطلاع شمرده مي شود و هر حيله گر مکار را مرد افتاده و درويش خوانند.
ــ بين شخص با خلوص و اهل شک و ريبه تمييز ندهند.
ــ گرگ را از ميش نشناسند.
ــ شعراء زياد شوند( مانند دوران جاهليت) و قبرهاي ايشان را مردم مسجد خود اتخاذ کنند.( صوفيه اين عمل را کرده اند؛ قبور شعراي خود را خانقاه ساختند و معبد خود قرار داده اند).
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 89.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*