«وضع علماي سوءو رفتارشان و
رفتاراهل منبر»
ــ فقاي هدايت کم و فقاي ضلالت و خيانت بسيار.
ــ فقيه، فقه را براي غير دين فراگيرد، مطلوب او رياست است.
ــ فقاهاشان فتوا دهند به آنچه بخواهند.
ــ علماشان بر طمع و کمي ورع باشند.
ــ علماء بر در خانه ستمگران رونده باشند.
ــ علماي ايشان بدترين خلق خدايند.
ــ فقهاي ايشان بدترين فقهاي زير آسمانند، فتنه از ايشان برخيزد و به ايشان برگردد.
ــ علماء و فقهاءشان خيانت کار باشند. آگاه باش که ايشان فجار و اشرار خلق خدايند. اتباع ايشان و کسانيکه نزد ايشان مي روند و از ايشان فرا ميگيرند و با ايشان مجالست و مشاورت ميکنند، اشرار خلق خدايند. خداوند ايشان را به جهنم داخل کند در حاليکه کور و کر و لال باشند هرگاه آتش فروکش کند بر شعله وي بيفزايند و هرگاه پوست بدنشان پخته و سوخته شود تازه کنند تا از عذاب بچشند.
ــ علماءشان شرار خلق خدايند بر روي زمين از آنجهت که ميل به تصوف و فلسفه ميکنند. قسم به خدا که اينگونه از علماء از اهل عدول و تحريف هستند (يعني عدول و انحراف از دين) در حب و دوستي مخالفين ما مبالغه مي نمايند، شيعيان و دوستان ما را گمراه ميکنند. اگر به منصبي برسند از رشوه گرفتن سير نمي شوند و اگر مخذول شوند و دستشان به جائي نرسد عبادت خدا را برپاکنند، آگاه باشيد که اينگونه علماء قاطع طريق و دزدان راه مؤمنين اند و دعوت کنندگان بسوي راه ملحدين اند. پس هر کس درک کند ايشان را بايد که از ايشان حذر کند و دين و ايمان خود را از ايشان حفظ نمايد.
ــ در منابر امر به تقوي شود اما گوينده خود عمل نکند به آنچه مي گويد.
ــ بر منبرها دروغ را طرفه و ظرافت بشمارند.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 84-85.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*