«وضع مردم درطاعت خداوخوف وخشيت»
ــ آمال دراز و عملها کم باشد.
ــ در اعمال خود، ريا کار باشند.
ــ ميگويند آنچه را که نميکنند.
ــ کار مردم بر ريا باشد که هيچ خدا را منظور نکنند و خوف هم در دل ايشان نباشد.
ــ خشوع برداشته شود تا اينکه يک نفر خاشع نبيني.
ــ دل مردم را قساوت گرفته و چشمهاشان خشک باشد.
ــ ياد خدا و صحبت خدا بر ايشان سنگين باشد.
ــ مرده را ميبرند و هيچکس براي او فزع نميکند.
ــ آيات در آسمان ظاهر شود و هيچکس از آن فزع نکند.
ــ در غير طاعت خدا بسيار خرج کنند و در طاعت خدا از کم دريغ دارند.
ــ مال را در غير طاعت خدا صرف کنند و کسي دستشان را نگيرد.
ــ مالهاي عظيم خرج شود در چيزهائيکه مورد غضب خداست.
ــ لباس پشمينه در تابستان و زمستان بپوشند و در اين فضلي براي خود ببينند.(1)
ــ آخر اين امت اول ايشان را لعن کند.(2)
(1) ازجهت ريا و خودنمائي ونظير اين پيرايه هاي ديگر که بخود ميبندند که نشانه آن باشد که مردان خدايند.
(2) يا از جهت اختلاف مسلک و طريقه و يا از جهت اينکه مائل به دنيا شدند و اولين سبب عقب افتاده گي ايشان است.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 79.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*