«رفعخلطواشتباه»
منقدّمين يعني مؤلفين اول چون نظر تحقيق نداشتند بلکه نظر جمع آوري داشته اند و آنچه واقع خواهد شد، تا ساعت ظهور همه را يکجا نوشته، ملاحظه مقدم و ماخر نکرده اند، بلکه همه را به اسم علامت(1) نوشته اند حتي اينکه تحقيقي هم از فرج نکرده اند که دو فرج است: فرج کلي و فرج جزئي. و به صرف اينکه در حديث مثلا ذکر شده که علامت فرج شما يا علامت فرج در فلان است يا فرجي نخواهد بود مگر در فلان يا بعد از فلان فرج خواهد بود همه را حمل بر فرج کلي کرده اند و به همين لحاظ او را در علامات ظهور ذکر کرده اند، با اينکه آنها علامات فرج هاي جزئي بوده که واقع شده و گذشته. آري نسبت به آن قدما مانند صدوق و مفيد و کليني و شيخ طوسي که هنوز آن امور واقع نشده بود و احتمال اين هم نمي دادند که اين همه غيبت طولاني شود. بُعدي ندارد که همه را علامت فرج کلي بگمارند. ديگران هم که آمدند بر منوال ايشان نوشتند. بالاخره اين خلط، سبب اشتباه متاخري شد، تحقيق نکرده آنچه ديدند نوشتند و همه را به نام علامات خواندند و نام کتاب را علائم الظهور نهادند. سپس مورد حمله و اعتراض مخالفين قرار گرفتند که چرا علامات ظاهر شد و حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظاهر نشد. ناچار شدند که در جواب بگويند، اينها علامات حتمي نبوده زيرا که در اخبار تصريح شده که بعضي از علامات حتمي است و بعضي حتمي نيست. باز خود در حيص و بيص افتادند که بعضي از همان ها را در اخبار از حتميات شمرده، مانند همان اختلاف و انقراض بني العباس و مع ذلک تخلف کرده. همه اينها از جهت اينست که متوجه نشدن که وقايع غير از علامات است. اگرچه به وجهي هم ميتوان آنها را علامت خواند و علامات فرج جزئي، غير علامات فرج کلي است و حتميه دو نوع است: حتمي الوقوع و حتمي العلامة.
اگر از اول تحقيق و تنقيح ميشد نه اشتباه ميشد و نه مورد اعتراض ميگرديد.
(1) مانعي ندارد که همه را هم به وجهي علامت بنامند. زيرا که در عين حال هر کدام به وجهي علامت است و به وجهي علامت فرج است. اما کي و چه وقت محقق نيست و به اين لحاظ هر کدام في الجمله علاميتي دارد. در اخبار نسبت به بعضي اسم علامت به او اطلاق شده. بلکه حتي خود غيبت امام عليه السلام هم علامت فرج خوانده شده. محمدبن زياد گفت به امام علي النقي عليه السلام نوشتند و سوال کردن از فرج حضرت. نوشت: هرگاه صاحب شما غيبت کند از دار ظالمين پس متوقع فرج باشيد. پس مانعي ندارد که اطلاق علامت يا علامت فرج است. اما بايد تحقيق کرده شود که فرج دو فرج است و علامت دو نوع.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص74-75.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*