«علت هشتم و نهم و دهم»
سؤال: شما گفتيد چرا خود را بر دوستان ظاهر نميکند از دوستان که تقيه اي نيست؟
جواب: اگر مقصود آن است که خود بر بعضي خصوصي و گاه گاه ظاهر کند، از کجا ميدانيد که اينچنين نيست. بلکه در احوال حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در زمان غيبت خواهد آمد که چنين است و اگر ميگوييد که بر همه دوستان ظاهر کند يا بر جمعي به طوري که مجمعي داشته باشد و با آنها هميشه رفت و آمد داشته باشد؛
اولاً: اين رفتار از جهت ديگر خالي از فساد نخواهد بود، چنانکه گفته شد.
ثانياً: علت تنها تقيه و خوف از دشمن نيست، بلکه امتحان دوست نيز هست، چنانکه گفته شد و مي آيد.
شما گفتيد اگر علت تقيه است، هرچه بيشتر بماند تقيه بيشتر و شديدتر خواهد بود. زيرا که قوا و اسلحه دولت ها قوي تر و شديدتر است.
جواب: اولاً: خوف و تقيه محدود است نه مطلق. تا آن وقتي است که رخصت ظهور نيافته و مأمور به قيام نگرديده که حفظ و حمايت خداوند او را مشروط به عدم ظهور اوست و اما وقتي که امر به قيام شود آن وقت خوف و تقيه از او برداشته شده، در آن وقت حامي و حافظ حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خداوند است. مانند اينکه چون مدت مهلت فرعون به سر رسيد، خداوند به موسي و هارون(عليهماالسلام) فرمود: برويد بسوي فرعون و فرمود:
لا تَخافا إنَّني مَعَکُما وَ أسمَعُ وَ أرَي
نترسيد،من با شما هستم،ميبينم و ميشنوم.
و ثانياً: در وقتي که حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظهور کند، هم مددهاي غيبي با او خواهد بود از نصرت ملائکه و جن و هم انصار او بسيار و هم ابر و باد در فرمان اوست و اسلحه و قواي او شديدتر از اسلحه و قواي دولتيان خواهد بود.
علت هشتم: تنبيه و تأديب بر تقصير در وظيفه.
علت نهم: ايجاد شوق و قدرداني از نعمت خليفه، يعني امام.
اين دو علت نيز مرتبطند، هر دو باهم عنوان شد. بديهي است که هر کوتاهي در خدمت و تقصير در وظيفه تأديبي در عقب دارد و هر کفران نعمتي مستلزم حرمان است و بديهي است که هر فراقي برانگيزنده اشتياق است و هر فقداني موجب قدرداني است و چون اين امت از حضور امام هاي پيش قدرداني نکردن بلکه کفران نعمت کرده و در حمايت و نصرت ايشان کوتاهي کردند؛ چنانکه بر هر کس واضح و آشکار است. لهذا مستوجب عقوبت و تأديب گشتند، پس سلب نعمت از ايشان شد. مبتلا به فقدان و غيبت شدند و از فيض حضور، مدتي محروم گشتند. پس در اين غيبت دو خاصيت است.
اوّل: تأديب ايشان بر تقصير تا متنبه شوند و به خود آيند و از کرده پشيمان شوند.
دوّم: قدرداني و اشتياق. زيرا که هر چيز در وقت فقدانش قدرش معلوم مي شود و چون حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را نبينند و از فيوضات محاضره و مخاطبه با او و رفع حوائج بسوي او و استفاده هاي علمي و رفع اشکالات و شبهات از او و بهره برداري از نعمت ولايت او محروم شوند که اگر ولايت ظاهري در دست حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) باشد، چه بهره هاي عدل و داد از او برده خواهد شد و چه برکاتي به برکت وجود او و حکمفرمايي او ظاهر خواهد شد. قهراً مشتاق ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خواهند شد. بخصوص که اگر به ضد اين امور گرفتار و به شکنجه اشرار در آزار باشند و فجائع و فجور فجار را به رأي العين ديدار کنند و قدرت بر انکار نداشته باشند. پس ساعت به ساعت بر شوق ايشان افزوده گردد و چنان خود را آماده نصرت و خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) سازند که اگر بار ديگر ظفر به او بيابند، خاک قدم او را بر ديده و رخسار بمالند و اين معنا الان بالحس و الوجدان براي ما محسوس و مشهود است و ما ميبينيم تشنگان وصال حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را که اگر جمال او را در خواب ببينند و در خواب به ايشان امري بفرمايد، تا حد جان، از خودگذشتگي دارند. چه بسا به اينکه او را ظاهر ببينند و در ظهور به حضور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نائل شوند و به همين علت روز به روز انصار او زيادتر ميشود و حاميان او داغتر ميشوند. تا اينکه چون حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظاهر شود 313 نفر پرواز کنان خود را به او برسانند و ده هزار نفر از راه دور ذر مکه بر گرد او جمع شوند و پروانه وار بر گرد حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بگردند. چنانکه به تفسير خواهد آمد ان شاء الله. جعلنا الله منهم و في زمرتهم.
علت دهم: امهال، يعني مهلت دادن است که در جواب اشکال سوم ذکر ميشود.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص45-47.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*