«علتچهارم:مشابهتبهانبياءدرسنت»
چون هجرت و غيبت در بسياري از انبياء پيش بوده، مانند ادريس و صالح و موسي و ابراهيم(عليهم السلام) خداوند خواسته است که اين سنت در حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) هم جاري باشد و چه مانعي دارد.
حضرت امام صادق(عليه السلام) فرمود: قائم(ع) ما به غيبتي خواهد بود که مدت آن طولاني باشد. حنان بن سدير عرض کرد چرا يابن رسول الله؟ فرمود: خداوند عزوجل ابا فرموده جز آنکه در او سنت انبياء را در غيبت هاشان جاري گرداند.
«علتپنجم:کراهت مجاورت ظالمين»
اين معنا في نفسه براي اولياء خدا امريست مرغوب.وقتي که ببينند دعوتشان مؤثر نيست و جز ملامت و رنجش از اعمال ناشايسته خلق چيز ديگري نيست.طبعاً متمايل به هجرت و اعتزال و غيبت ميشوند.بخصوص که اگر مامور به سکوت و ترک دعوت هم بشد؛ مانند حضرت صاحب الأمر(عليه السلام) که تا وقتش نرسد بايد ساکت باشد.
حضرت نوح(عليه السلام) پس از اينکه ديد دعوتش ديگر تأثيري ندارد گفت:
فافتَح بَيني وَ بَينَهُم فَتحاً وَ نَجِّني وَ مَن مَعِيَ مِنَ المُؤمِنينَ
حضرت ابراهيم(عليه السلام) گفت:
وَ اَعتَزِلُکُم وَ ما تَدعُونَ مِن دُونِ اللهِ عَسي اَلاّ اَکُونُ بِدُعاءِ رَبّي شَقياً
و گفت:
اِنّي مُهاجِرٌ اِلي رَبّي سَيَهدينَ
حضرت موسي(عليه السلام) گفت:
رَبِّ نَجِّني مِنَ القَومِ الظّالِمينَ
به لوط گفتند اگر دست نکشي از گفتار خود، تو را از قريه بيرون خواهيم کرد. حضرت لوط(عليه السلام) گفت:
اِنّي لِعَمَلِکُم مِنَ القالينَ رَبِّ نَجِّني وَ اَهلي مِمّا يَعمَلُون
اصحاب کهف نيز به همين لحاظ انزجار از اعمال قبيحه و بت پرستي قوم خود از شهر خود هجرت کرده تا اينکه در غاري جاگزين شدند. پس اين عزلت و هجرت امريست پسنديده و مرغوب و خداوند در شأن حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اين لطف را رعايت کرده و او را از ميان اين اجتماع پليد بيرون برده؛ به خصوص مدت هم طولاني و انزجارش قهرا دراز و زياد است. خود آنحضرت به علي بن مهزيار هنگام ملاقاتش فرمود: پدرم به من وصيت کرده که مجاورت نکنم قومي را که خداوند بر ايشان غضب کرده و ايشان را لعن کرده و براي ايشان در دنيا و آخرت عذاب دردناک خواهد بود. حضرت امام محمدباقر(عليه السلام) فرمود: خداوند هرگاه خوش ندارد براي ما مجاورت قومي را ما را از ميان ايشان برگيرد. و ايضا در حديث ديگر فرمود: هرگاه خداوند غضب کند بر خلق، خود ما را دور ميسازد از جوار ايشان. اگر کسي بگويد خداوند چرا اين هجران و غيبت را براي ائمه ديگر نخواسته و اين لطف را درباره ايشان رعايت نفرموده جواب داده ميشود به دو وجه:
اول: اينکه مدت انزجار ايشان کوتاه و به اين درازي نبود.
دوم: اينکه حضور ايشان تا حدي براي ارشاد و تبليغ لازم بود که به اندازه حجت تبليغ کنند و هم عذر براي مردم نباشد و اهمال لازم نيايد و چون ايشان به مقدارحجت تبليغات کردند، جاي آن هست که درباره اين امام يعني حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اين لطف رعايت شود و به عبارت ديگر خداوند درباره ائمه ديگر لطف نوعي را رعايت فرمود از جهت اتمام حجت و درباره حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) لطف شخصي؛ يعني رفاهيت شخص او را منظور داشت.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص41-42.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*