«علتسوم:اينکهبراياحديدرگردن
اوبيعتينباشد»
مقصود بيعت ظاهريست والا بيعت واقعي براي امام است بر گردن همه و هيچکس را بيعتي بر امام نيست و قاعده در بيعت اين است که بر شخص حاضر مجري و نافذ است، نه بر شخص غائب و لهذا به هر خليفه و سلطاني که بيعت شد بعد از تماميت بيعت در مرکز خلافت و سلطنت بايد بيعت او را به ولايات ديگر بفرستند تا آنها يا بطيب نفس و رضايت و يا به الزام و کراهت بيعت کنند و همچنين هرکس غائب يا در خارج مملکت باشد بيعت در حق او نافذ نيست.مگر اينکه قانون جبري ديگر در کار باشيد مثل اينکه بيعت اکثر يا عده خاصي از رجال کشور در حق همه بالقهر و الجبر نافذ باشد، پس از اين جهت خداوند او را غائب فرموده بلکه ولادت او را نيز مخفي فرموده تا او را به بيعت نکشند و مانند جدش اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) و عمش امام حسن مجتبي(عليه السلام) و سائر اجدادش الزامش به بيعت نکنند.زيرا که اگر ظاهر باشد يا از او ساکت خواهند بود و او هم ساکت؛ پس سکوتش بيعت است، يا بيعت بر وي عرضه خواهند داشت. پس يا ملزم به قبول خواهد شد و يا نفي خواهد کرد، در هر صورت اگر نقض کند يا قبول نکند، او را ياغي و خارجي خواهند دانست و پيش از تماميت کار و رسيدن وقت قيام با او محاربه خواهند کرد؛ و اما اگر غائب باشد، معذور است و بيعت از او برداشته است.پس هر وقت قيام کند نه به حسب ظاهر ملزم به مسالمت خواهد بود و نه در نزد مردم مطعون به نقض عهد و به بيعت ونه وصله خارجي به او خواهند زد.حضرت امام حسن مجتبي(عليه السلام) فرمودند: هيچ يک از ما نيست مگر آنکه در گردن او بيعتي است براي طاغيه زمان خود، مگر آن قائمي که عيسي بن مريم(عليهما السلام) پشت سر او نماز مي گزارد.
خداوند عزوجل ولادت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را مخفي مي کند و شخص او را غائب مي کند تا براي احدي در گردن او بيعتي نباشد و در اين باره از اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) و حضرت امام محمدباقر(عليه السلام) و امام جعفرصادق(عليه السلام) و ائمه ديگر رواياتي است و خود حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نيز در توقيع شريف در جواب سوالات اسحاق بن يعقوب، فرمود: اما علت غيبت اولاً خداوند فرموده:
يَا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاَتَسئَلُوا عَن اَشياءَ إن تُبدَلَکُم تَسُؤکُم
اي کسانيکه ايمان آورده ايد،پرسش نکنيد از چيزهاييکه اگر براي شما ظاهر شود، بدحال کند شمارا.
ثانياً هيچ يک از پدران من نبودند مگر اينکه در گردن او بيعتي افتاد براي طاغيه زمان خود و من هنگامي که بيرون آيم بيرون خواهم آمد در حالي که براي احدي از طاغيان در گردن من بيعتي نباشد.
از اينجا وجه ديگر نيز مي توان استنباط کرد و آن اين است که، چون غائب باشد هيچکس بر گردن او حقي ندارد که به اس آن حق اخلاقا بايد از او رعايت کند و اگر نکند مورد طعن قرار گيرد.چنانکه فرعون بر موسي(عليه السلام) منت مي کرد:
ألَم نُرَبِّکَ فِينا وَليداً وَ لَبِثتَ فِينا مِن عُمُرِکَ سِنينَ؟
آيا ما تورا درميان خود تربيت نکرديم از بچگي و تو مقداري از عمر خود را در ميان ما نگذرانيدي؟
و حضرت موسي(عليه السلام) در جواب فرمودند:
وَ تِلکَ نِعمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أن عَبَّدتَ بَني اسرائيلَ.
اين نعمتي است که تو بر من منت مي نهي با اينکه بني اسرائيل را بنده خود ساخته اي.
حضرت رسول(صلي الله عليه وآله وسلم) ميفرمودند: اگر ترس آن نبود که خواهند گفت گويندگان که محمد(صلي الله عليه وآله وسلم) قوم خود را دعوت کرد و ايشان او را خدمت و نصرت کردند و چون ظفر يافت و به مقصد رسيد ايشان را کشت هر آيينه بسياري را گردن مي زدم.پس چون غائب باشد و يکباره ظاهر شود، اين منت ها و اين گفته ها نيست و او را همه را به ديده حق واقعي ملاحظه مي کند و از هيچکس حرمت داري نميکند تا رو زمين را از پليدها صاف گرداند، چه علت از اين بهتر است که رعايت شود درباره کسي که مأمور است به قيام کلي و مبارزه با هر صنف و شخص.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص39-41.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*