«علتاول:امتحان»
لِيَعلَمَ اللهُ مَن يُطيعُهُ بِالغَيبِ وَ يُؤمِنُ بِهِ
تا اينکه معلوم کند که، کي او را با غيب و نهاني اطاعت ميکند و باو ايمان مي آورد؟
حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) فرمودند: او ( حضرت مهدي"عجل الله تعالي فرجه الشريف" ) منتظريست که مردم در ولادت او شک کنند و بعضي بگويند پدر او بي عقب از دنيا رفته و بعضي بگويند مرده و اين همه از جهت آنست که خداوند دوست دارد که خلق خود را امتحان کند.
حضرت موسي بن جعفر(عليهماالسلام) فرمودند: ناچار است براي صاحب امر از غيبتي تا اينکه برگردند از او بعضي کسانيکه قائل به او بوده اند و اين امتحانيست که خداوند خلق خود را به آن امتحان مي نمايد. امتحان از دو وجه است:
يکي: از جهت خود امام زمان(عليه السلام) که خلق با غيبت او با او چگونه رفتار ميکنند و به او ايمان مي آورند يا نه. نظير اينکه انبياء و اوصياء خود را به فقر، مانند اکثر انبياء يا به مرض مانند ايوب يا به کوري مانند يعقوب و شعيب يا به انواع بالاهاي ديگر مبتلا نمود تا معلوم شود که مردم به شخص او چه رفتاري ميکنند.
دوم: از جهت وظائف و تکاليف خود که در حال غيبت وليّ چگونه انجام وظائف ميکنند و آيا بر ايمان و اعمال مانند حضورش ثابت هستند يا خير.
«علتدوم:تمييزوتمحيص_جداشدنوخالصشدن»
مقصود جدا شدن پاک است از ناپاک و مؤمن از غير مؤمن و خالص از منافق و اهل دنيا از اهل خدا و اين امريست که همواره مشيت حق در اين بشر به وي تعلق گرفته در قرآن فرموده:
وَلِيُمَحِّصَ اللهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ يَمحَقَ الکافِرينَ.(سوره آل عمران، آيه136)
بايد خداوند خالص کند کساني را که ايمان آورده اند و نابود کند کافرين را .
مَاکانَ اللهُ لِيَذَرَالمُؤمِنينَ عَلَي ماأنتُم عَلَيهِ حَتّي يَميزَالخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ.(سوره آل عمران، آيه 174)
چنين نبوده که خداوند مؤمنين را بحال خود و بر همان حاليکه هستند بگذارد تا اينکه ناپاک را از پاک جدا کند.
البته معلوم است که جدا شدن و پاک گشتن بي سبب طاهري نشود. پس بايد يک سببي در کار باشد که فتنه براي مردم شود تا به سسب او مردم پاک شوند و از هم جدا گردند، يکي از اسباب آن غيبت وليّ است. چنانکه حضورش با مقهوريت و مغلوبيت نيز سبب ديگر است مانند حضور ائمه پيش. حديث بالا از حضرت موسي بن جعفر(عليهماالسلام) اشاره به تمحيص و تمييز داشت و در فصل ابتلائات شيعه، احاديث زيادي ذکر خواهد شد إن شاء الله.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص37-39.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*