«جواب تفصيليازاشکالات»
اشکال اول: گفتيد چه دليل است بر وجود امام غائب؟
جواب: دو دليل. يکي عمومي، و يکي خصوصي.
دلـيـل عـمـومـي: اينکه پيش از ولادت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) پيغمبر اکرم(صلي الله عليه و آله وسلم) و اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) و ائمه هدي(عليهم السلام) پيش بيني کردند و گفتند که او غيبت خواهد کرد و غيبت او طولاني خواهد بود و ثقات و معتمدين که طالب و در صدد تحقيق و جستجو بودند، از تولدش آگاه شدند و ساعت و روز تولدش را ضبط کردند و او را ديدند و ميان شيعه که پابند به گفتار پيغمبر اکرم(صلي الله عليه و آله وسلم) و ائمه(عليهم السلام) بودند، شايع شد. به علاوه پيغمبر اکرم(صلي الله عليه و آله وسلم)، حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را فرزند امام حسن عسکري(عليه السلام) معرفي فرموده بود و آنحضرت وفات فرمود؛ پس بايد متولد شده باشد. گفته هاي پيغمبر اکرم(صلي الله عليه و آله وسلم) و اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) و ائمه هدي(عليهم السلام) دليل است بر اينکه او موجود است و الا آن گفته ها نستجيربالله دروغ خواهد شد.
دلـيـل خـصـوصـي: اين دليل اختصاص دارد به معتقدين وي. يعني تنها براي معتقدين اين امر ظاهر است و آن عبارت است از آثار وجودي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) که براي پيروانش و منتظرينش ظاهر است. از مشاهده او و توسلات به او و دادرسي هاي او که در فوائد آنحضرت در زمان غيبت ذکر خواهيم کرد و اين آثار وجوديه دالست بر وجود حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف).
«اشکال دوم»
اشکال دوم: گفتيد علت و سبب غيبت چيست؟ و چرا از ابتداي ولادت يا امامت غائب باشد؟ و اگر علت غيبت تقيه و خوف است سه اشکال ديگر ميزايد.
جواب: اولا علت اصلي همان اراده و مشيت حقتعالي است که پيش از وجود حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) براي او چنين پيش ديد کرده. همچنان که براي هر پيغمبر و هر وصي پيغمبري طوري مخصوص در ولادتش و در دوران زندگي اش و در روش و رفتارش قرار داده. ابراهيم(عليه السلام) به نحوي و موسي(عليه السلام) به نحوي و عيسي(عليه السلام) به نحوي و پيغمبر خاتم(صلي الله عليه و آله وسلم) به نحوي. البته هر کدام به نحوي که حکمت اقتضاء کرده. پس سوال از اراده خدا بيجا و بي مورد است.
يَفعَلُ اللهُ مَايَشاءُ وَ لايَفعَلُ مَايَشاءُ غَيرُهُ - لايُسئَلُ عَمّا يَفعَلُ وَ هُم يُسئَلُونَ
خدا آنچه بخواهد ميکند و غير او آنچه بخواهد نميکند ـ او سوال نميشود از آنچه ميکند و مردم سؤال ميشوند.
و اگر راه سوال در اينگونه امور باز باشد، سوال را در حد و حصري نخواهد بود. مانند آنکه چرا پيغمبران يکصد و بيست و چهار هزار باشند؟ چزا عمر فلان پيغمبر کم و عمر نوح آنقدر زياد؟ چرا قرآن يکمرتبه نازل نشد؟ چرا با تفسير نازل نشد تا محتاج به مفسر و اينهمه اختلاف مفسرين نباشد؟ چرا خود پيغمبر(صلي الله عليه وآله وسلم) جمع آوري نفرمود؟ و غير ذلک که براي هر چيز ميتوان راه سوال از علت باز کرد. بلي؛ سوال از حکمت مانعي ندارد امام جواب هم لازم ندارد. زيرا که وجه حکمت لازم نيست که بر همه معلوم باشد. (1)
ثانيا: علت و سبب ظاهري براي غيبت است و منحصر در تقيه و خوف نيست تا آن سه اشکال لازم آيد. آري در طي اخبار يکي از علل را خوف شمرده اند. خصم مغرض همان را مستمسک کرده و به خيال خود اشکال بزرگي بدست آورده، با اينکه بالفرض اگر علت منحصر به خوف هم باشد، هيچ اشکال لازم نمي آيد. اينک علت هايي که در اخبار ذکر شده به تمامه ذکر ميشود اگر چه اينها هم اشاره به بعضي از علل و حکومت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و بنا بر حديثي که گذشت از حضرت امام جعفرصادق(عليه السلام) وجه حکمت و علت آن بطور کامل معلوم و مکشوف نميشود مگر بعد از ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف).
(1) «وماکان الله ليطلعکم علي الغيب»چنين نيست که خداوندشمارا برغيب مطلع سازد.(سوره آل عمران،آيه175)
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص36-37.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*