تبليغاتX
***مهدی منتظر(علیه السلام)***
***مَـــهـــدِي مـُـنــتَـظـَـر«عَلَیهِ السَّلامِ»***
«أفضل العبادة انتظار الفرج»
جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
تشکیل امیرالامرا

«تشکيل اميرالأمراء»

 

تشکيل اميرالأمراء در مصر در عبارت اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) معلوم نيست که مراد انقضاء خلافت است از بغداد و تشکيل او در مصر چنانکه شد يا اينکه بعد واقع خواهد شد و همچنين کشته شدن کبش خروف در همانحديث غير معلوم المراد است.

 


منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص122.

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*

 

 

جمعه هجدهم بهمن 1387
حادثه دوم

«حادثه دوم»

 

طلوع خورشيد از مغرب آنچه در زبانها متعارف است همين است، و اما آنچه در عبارت حديث است

«و طلوع الشمس من مغربها»
يعني:طلوع خورشيد از مغرب خود

 

و اين معنائي است مجمل و مراد معلوم نيست که چگونه از مغرب خود طلوع کند. مناسب متعارف اينست که گفته شود « و طلوع الشمس من المغرب » آنوقت ظاهر در اين است که خورشيد از مغرب طلوع کند. علي کل حال اين عبارت از اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) نقل شده که بعد از ذکر دجال فرمود: سپس دابة الأرض سر خود را بلند کند از بين خافقين به اذن خدا بعد از طلوع خورشيد از مغرب خود.

و حضرت باقر(عليه السلام) فرمود: خداوند آياتي در آخرالزمان نشان خواهد داد. دابّة الأرض و دجّال و نزول عيسي بن مريم و طلوع خورشيد از مغرب خود.

اگر صرفا همين دو روايت بود مي گفتم مراد از طلوع خورشيد از مغرب خود حضرت مهدي(عليه السلام) است ولي حديث ديگر از اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام)  از پيغمبر(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: پيش از ساعت ده چيز است. پس فرمود: و خروج قائم(عليه السلام) و طلوع خورشيد از مغرب خود. پس معلوم نيست که از علامات قيامت است يا از علامات قيام. وجه ديگر نيز براي طلوع خورشيد از مغرب خواهد آمد.

 

 

 

منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص122.

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*

 

 

جمعه یازدهم بهمن 1387
ذکرسه حادثه

«ذکرسه حادثه مبهم ومجمل»

 

يکي ستاره دنباله دار است که معلوم نيست به چه کيفيت است و آيا از علامات قيام است يا علامات فرج از بني العباس. و ستاره دنباله دار هم بسيار بوده و واقع شده از اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) فرمود: براي خروج قائم(عليه السلام) ده علامت است.

اول آن ستاره دنباله دار وَ تُقارِبُ مِنَ الحَادي (الحاوي خ المجاري خ) و مراد به طور تحقيق معلوم نيست. سپس فرمود: در ظهور اين ستاره هرج و مرج خواهد شد و سپس فرمود: از علامت تا علامت ديگر فاصله هاست پس ظاهر است که از علامات متصل به قيام نيست و از ملاحم و فتن از اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) فرمود: زمين بغداد دو مرتبه بلا ديده. مرتبه سوم را انتظار دارد. گفتند مرتبه سوم چه وقت است؟ فرمود: وقتي که جسراو بسته شود و ستاره هاي دنباله دار ظاهر شود در آن وقت بر جسرا و کتيبه هائي از لشکر کشته شوند و اين امر واقع شده است چنانکه تواريخ متذکر است و احاديث پيش هم اشاره داشت و در روضه کافي اشاره به ستاره دنباله دار شده است اما ظاهر او چنين مينمايد که مراد ستاره نيست بلکه کنايه از شخص است. اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) فرمود: موعد نزديک شد و مدت منقضي گشت.

 

وَ بَدالَکُمُ النَّجمُ ذُو الذَّنبِ مِن قِبَلِ المَشرِقِ وَ لاحَ لَکُمُ القَمَرُ المُنيرُ
وظاهرشد براي شما ستاره دنباله دار از طرف مشرق و درخشيد براي شما ماه نور دهنده.



سپس فرمود: وقتي که چنين شد برگشت به توبه کنيد و بدانيد اگر شما پيروي طلوع کننده از مشرق کنيد شما را بر منهاج رسول رهبري کند و اين ظاهر است که مراد از ستاره همان خراساني يا سيدحسني است که از مشرق است و دنباله او کنايه از کثرت سپاه اوست و قمر منير حضرت صاحب(عليه السلام) است.

 

 


منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص121.

 

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*

 

 

جمعه چهارم بهمن 1387
خروج شروسی

«خروج شروسي از ارمينه
و آذربايجان»


 

علي بن ابراهيم بن مهزيار که به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) رسيد، آنحضرت از وي احوال شيعيان در عراق را پرسيد. عرض کرد همه در زندگي تنگي زندگي ميکنند و شمشيرهاي بني شيبان(بني العباس) همواره بر سر ايشانست. فرمود: خدا بکشد ايشانرا. سپس فرمود گويا ميبينم اين جماعت را که در ديار خود کشته شوند و امر خدا ايشان را در شب يا روز بگيرد. عرض کرد يابن رسول الله! چه وقت خواهد بود اين امر؟ فرمود وقتيکه بين شما و بين کعبه حائل شود به جمعي که هيچ بهره اي ايشان را نيست(يعني قرامطه) خدا و رسولل از ايشان بريست و سرخي در آسمان پيدا شود که در ميان سرخي عمودهائي باشد مانند عمودهائي از نقره که متلألأ و با نور باشد و سه شب پبدا شود (يعني در وسط سرخي خطهاي سفيدي درخشنده پيدا باشد) و شروسي از ارمينه و آذربايجان خارج شود و قصد و راي ري کند آن کوهي را که مجاور با کوه سرخي است که متصل به کوه هاي طالقان است. پس بين او و بين مروزي جنگ عظيمي رخ دهد که صغير و پير و کبير ساقط گردد و کشتار در ميان ايشان زياد شود پس در آنوقت متوقع باشيد خروج او را به بغداد؛ پس درنگ نکند تا اينکه به ماهان رسد. پس حرکت کند تا بواسط عراق رود پس يکسال يا کمتر زيست کند پس به سمت کوفه حرکت کند. پس ين ايشان از نجف تا حيرة جنگ سختي باشد که عقول را مدهوش کند. در اين هنگام هلاکت و نابودي هر دو گروه است. و در خبري که از کعب الاحبار منقول است گفت و جنگ اولاد عباس با جوانان ارمنيه و آذربايجان.

اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) نيز به سرخي که در آنحديث اشاره فرموده در آنحديثي که عمربن سعد را مخاطب فرموده؛ فرمود: قائم(عليه السلام) قيام نخواهد کرد تا اينکه چشم دنيا کور شود و سرخي در آسمان نمايان شود و اين علامت گريه حاملين عرش است بر اهل دنيا. سپس بني العباس و انقراض ايشانرا ذکر فرمود.

در الزام الناصب از کتاب عبدالله بن بشار رضيع،حضرت سيدالشهداء(عليه السلام) چنين گفته و خروج شروسي از بلاد اروميه به سمت آذربايجان که او را تبريز مينامند و از آنجا اراده کند وراي ري را(مانند حديث ابن مهزيار تا کبير ساقط شود) سپس گفته پس منتظ باشيد خروج او را بزوراء و آن بغداد است و آن ارض شوم و ارض ملعون است. لشکري بالغ بر صد و سي هزار براي تسخير بغداد بفرستد و تا سه روز بر جسر بغداد جنگ کند؛ چنانکه هفتاد هزار از طرفين بر روي جسر کشته شود بطوريکه آب دجله از خون رنگين و از اجسام متعفن گردد و دوازده هزار باکره را بکارت بردارند.

بالجمله اينها اموريت که راجع به بني العباس و انقراض ايشان است و غير اين نيز بسيار است که اخبار از احوال ايشان و اختلاف ما بين ايشان و ضعف و انکسارشان نموده الا اينکه اين چند امر شبهه انداز است. لهذا بدانها اشارت شد.

بلي اگر بر وجه بعيد احتمال داده شود که از امارات قيام است يا احتمال تجدد شبه اين حوادث داده شود پس از حوادث قريبه خواهد بود که بعداً ذکر ميشود. 

 

 

 


منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص120.

 

 

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*