تبليغاتX
***مهدی منتظر(علیه السلام)***
***مَـــهـــدِي مـُـنــتَـظـَـر«عَلَیهِ السَّلامِ»***
«أفضل العبادة انتظار الفرج»
جمعه بیست و هفتم دی 1387
کشته شدن

«کشته شدن هشتادهزار از
بني العباس در ري»


 

در روضه کافي است که حضرت صادق(عليه السلام) روزي به شعرابولبيد تمثل فرمود:

و... بالزوراءمنهم لدي الضحي*** ثمانون ألفاً مثل ماينحرالبدن

سپس به معاوية بن وهب فرمود: زوراء را ميشناسي؟
عرض کرد: بغداد است.

فرمود: نه! آيا به ري رفته اي؟
عرض کرد: بلي!

فرمود: همان کوه زوراء است در آنجا هشتادهزار از اولاد فلان که همه قابليت خلافت دارند، کشته خواهند شد.
گفت: چه کسي ميکشد ايشانرا؟

فرمود: اولاد عجم(عجم بر فارس و غير فارس اطلاق ميشود و اين امر واقع شده در جنگ مغول و محتمل است که همان کشتاري باشد که به خروج شروسي واقع شد).

 

 

 

منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص119.

 

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*

 

 

جمعه بیستم دی 1387
خرابي ديوارمسجدکوفه

«خرابي ديوارمسجدکوفه»

 

حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: هرگاه ديوار مسجد کوفه خراب شد از طرف آخر مجاور خانه عبدالله بن مسعود در آنوقت زوال ملک بني العباس است و از اين قبيل بسيار است. مانند اينکه حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: علامت زوال ايشان آنست که خون حرامي از ما را در ماه حرام در شهر حرام بريزند.(1) يا فرمود: از بين نخواهند رفت تا اينکه مردم را در روز جمعه در نزد مسجد کوفه در معرض شمشير قرار دهند تا اينکه چهارهزار از باب الفيل تا بازار صابون فروشان کشته شوند.

و يا اينکه فرمود: مردم در عرفات باشند ناگاه مرديکه بر شتر سريع سوار باشد بريد و مردم را به مرگ خليفه آگاه کند در مردن او فرج آل محمد(صلوات الله عليهم اجمعين) و فرج مردم همگي است.
ظاهرش مرگ يکي از خلفاي بني العباس است وگرنه از مجملاتي است که فائده اي در آنها نيست زيرا که خليفه چه خليفه اي باشد و کي باشد، باز هم نشانه ايست که فقط براي اهل عرفات مفيد است نه ديگران.

و نظير اينها است موت عبدالله. حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: کيست که ضامن شود براي من موت عبدالله را تا ضامن شوم براي او قائم(عليه السلام) را.

سپس فرمود: هرگاه بميرد عبدالله، ديگر مردم بر کسي جمع نشوند و اين امر منتهي نخواهد شد مگر بصاحب شما ان شاءالله.

منطبق ميشود بر مستعصم که عبدالله بود و پس از او ديگر بر کسي جمع نشدند و نام خلافت منقرض گرديد.

اما صدر و ذيلش شبهه انداز است که اين از علائم قيام باشد ولي مبني اين است که مردم بر کسي جمع باشند تا به موت او بر کسي جمع نشوند و معلوم نيست که چنين اتحاد و اجتماعي بار ديگر رخ دهد والله العالم.

اما رفع شبهه از صدرو ذيلش ممکن است به اينکه گفته شود مراد اينست که قبل از موت عبدالله، مسلّم قائم(عليه السلام) نيست و هر کس موت او را ضامن شود من از آنوقت ضامن قائم(عليه السلام) ميشوم اما نه اينکه بلافاصله هم باشد چنانکه در اخبار ديگر نيز وارد شده که علامت قيام قائم(عليه السلام) زوال ملک بني العباس است بخصوص در آخر همين حديث فرمود امر منتهي نخواهد شد، مگر بصاحب شما ان شاءالله. و ديگرميرود دولتهاي سال و ميگردد دولتهاي ماه و روز. ابوبصير عرض کرد طول ميکشد؟ فرمود: کلاّ پس چگونه ضمانت بلافاصله است پس معني اينکه منتهي نميشود اين امر مگر بصاحب شما، امر اجتماع است؛ يعني ديگر اجتماع بر کسي نخواهد شد مگر به آنحضرت نه اينکه بعد از عبدالله ديگر کسي سلطنت کرد.

 

 

(1) ممکن است اينحديث هم اشاره به همان باشد.حضرت صادق(عليه السلام)به زراره فرمود:ناچار است از کشته شدن پسري در مدينه. گفت:لشکرسفياني او راميکشد؟ فرمود:نه!وليکن لشکر بني فلان يکي از لشکرايشان داخل مدينه شود و کسي نفهمد که براي چه آمده. پس آن پسر را بکشد بدون جرم.پس خدا ايشان را مهلت ندهد؛در آنهنگام منتظر فرج باشيد.

 

منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص118.

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*

 

 

جمعه سیزدهم دی 1387
حادثه بین مکه ومدینه

«حادثه بين مکه و مدينه»



حضرت امام رضا(عليه السلام) فرمود: از علامات فرج(مراد فرج شيعه است نه فرج اهل البيت) حادثه ايست که واقع شود بين حرمين يعني مکه و
مدينه.

بزنطي گفت: چه حادثه اي است؟
حضرت امام رضا(عليه السلام) فرمود: مصيبتي است که بين حرمين ظاهر شود و فلان از اولاد فلان پانزده کبش بکشد(قوچ، و مراد سران بزرگ است آنهم مربوط به بني العباس است)

 

 


منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص118.

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*

 

 

 

جمعه ششم دی 1387
راجع به بنی العباس

«راجع به بني العباس»

 

از جمله وقايع گذشته راجع به بني العباس، يکي بيعت صبي و ديگر خلع عرب عنان خود را.

حضرت باقر(عليه السلام) فرمود:

 

إذا ظَهَرَت بَيعَةُ الصَّبِيِّ قامَ کُلُّ ذي صيصيَةٍ بِصيصِيتَه.
هرگاه بيعت کودک ظاهر شود،هر صاحب شاخي بشاخ خود قيام کند.

 


و از حضرت صادق(عليه السلام) پرسيده شد چه وقت فرج شيعه شما خواهد بود؟
فرمود:وقتيکه اختلاف در بني عباس افتد و سلطنت ايشان سست شود و طمع کند در ايشان کسي که قدرت طمع نداشت و عرب عنان خود را خلع کند(يعني افسارگسيخته شود) و هر صاحب شاخي شاخ خود را بلند کند. اين امر واقع شده و گذشته ولي روايت ديگري در بيعت صبي هست که او مربوط به اين امر نيست بلکه او کنايه از حضرت قائم(عليه السلام) است.


حضرت باقر(عليه السلام) فرمود: صاحب اين امر سن او از همه ما کوچکتر و شخص او از همه مخفي تر است. عرض شد چه وقت، وقت او خواهد بود.(يعني وقتيکه بدانيم که او متولد شده چون شخص او بايد مخفي باشد، پس علامت تولد او و علامت انتهاي امر بسوي او چه وقت است)


فرمود: هرگاه قافله خبر آورند به بيعت غلام(يعني خبر آورند که شيعه به پسري بيعت کرده). سپس فرمود: پس در آن هنگام هر صاحب شاخي لوائي بلند کند( يعني در آنوقت ميان شيعه اختلاف افتد و اشخاصي سربلند کنند مانند شلمغاني و حسين منصور حلاج و ابن ابي عزاقر و ديگران که هرکس لواء دعوتي بلند کرد.)

و روايات ديگري نيز هست که امور دولت بدست صبيان افتد ولي از وقائع عامه است که اختصاص به دوره بني العباس ندارد.

 

منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص117.

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*