«غبه غبراء»
اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) بعد از شرح بناي بغداد و ذکر ملوک بني العباس فرموده:
وَتُعمَلَ القُبَّةُ الغَبراءُ ذاتُ الفَلاةِ الحَمراءِ وَفي عَقِبِها قائِمُ الحَقِّ
يَسفَرُعَن وَجهِه بَينَ الأقاليمِ.
و بنا شود قبه خاکي رنگ صاحب
بيابان ريگ سرخ و در عقب او قائم حق پرده از روي خود بردارد در بين اقليمها.
ولي در ملاحم و فتن سيدبن طاووس از سلسيلي به اين عبارت است:
وَ ثَمَّةَ الفِتنَةُ الغَبراءُ وَ القَلّادَةُ الحَمراءِ.
در آن هنگام فتنه غبارآلود و قلاده سرخ.
که کنايه از جنگ است و فتنه عمومي. پس اگر عبارت اول صحيح باشد مراد قبه ايست که در بغداد بنا شود و ان در زمان ما واقع شد. مقره فيصل اول را در زمين سرخ رنگي ساختند و رنگش خاکي و خاکستريست و اگر عبارت دوم صحيح باشد پس آن اشاره به فتنه آخر و جنگ عالمگيريست که ذکرش خواهد آمد. ان شاءالله.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص116.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*
«شهادت دوازده نفر بر
رؤيت آنحضرت»
از حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: قائم(عليه السلام) قيام نکند تا اينکه دوازده نفر مرد بپا خيزند و همه مجتمع الکلمه بقول واحد بگويند که او را ديده اند. پس مردم تکذيب ايشان کنند.
اين حديث هم مجمل است و معلوم نيست که چه وقت باشد يا شهادت آنها چه نحوه باشد به دروغ باشد يا به راست و در کجا باشد. پس چندان فائده اي در ذکر آن نيست.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص116.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*
«دعوي نبوت و امامت»
عبدالله بن عمر گفت: پيغمبر(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: ساعت قيام نکند تا اينکه حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خروج کند؛ و حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خروج نکند تا اينکه شصت دروغگو پيدا شود که همه بگويند من پيغمبرم.
اين خبر بعلاوه اينکه راوي عبدالله بن عمر است، سند هم عامي است و در اخبار ما تأييد نشده، پس چندان مورد اهميت نيست.
آري! مدعيان نبوت بسيار آمده اند. جمعي از ايشان را از باب فکاهيات در زهر الربيع نقل کرده و بعضي که سر و صدائي به راه انداختند در طي تواريخ از ايشان ياد شده و کسي در اين جستجو و تفحص نبوده تا شماره را ضبط کند و لذا چندان فائده در نوشتن اين حديث نيست.
و همچنين اين حديث از حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: خروج نميکند قائم(عليه السلام) تا اينکه دوازده نفر از بني هاشم بسوي خود دعوت کنند.
اين حديث اگر چه عامي نيست الا اينکه در نتيجه مانند اوست. زيرا که کسي در مقام ضبط برنيامده تا معلوم شود که چند تا واقع شده تا چندتاي ديگر را انتظار داشته باشيم. بعلاوه ظاهر حديث دعوي امامت تنها نيست بلکه دعوت به نفس است اعم از دعوي امامت يا سلطنت. و بنابراين بايد گفت امام(عليه السلام) حداقل را فرموده و الا کسانيکه از بني هاشم دعوت بنفس کرده اند بيش از دوازده نفر بوده اند، بخصوص که بني هاشم فرموده که شامل جعفري و عقيلي هم ميشود.
آري! احتمال ديگر هم ميرود که اين حديث در مورد اوان ظهور باشد و بعيد هم نيست. پس مراد اين باشد که در اوان قريب ظهور، دوازده نفر از بني هاشم دعوت بخود کنند و تشکيل حزبي دهند چنانکه(فتنه بني هاشم) که ذکرش خواهد آمد اشاره به اين وجه دارد.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص115.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*
«اختلاف دو صنف از عجم
در کلمه عدل»
الزام الناصب از عبدالله بن بشار رضيع حسين(عليه السلام) فرمود: و اختلاف دو صنف از عجم در لفظ کلمه عدل، هزارها کشته خواهند شد و شيخ طبرسي به دار آويخته خواهد شد.(اشاره به مشروطه و دار زدن شيخ اجل شيخ فضل الله نوري است.)
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص115.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*
«مسلط شدن کفار بر پنج نهر»
الزام الناصب از کتاب الصراط المستقيم از حذيفه از جابر از پيغمبر(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: قائم(عليه السلام)ظاهر نخواهد شد تا اينکه کفار پنج نهر را مالک شوند:
سيحون
جيحون
فرات
دجله
نيل
خداوند اهل بيت پيغمبر خود را ياري خواهد کرد بر همه گمراهان تا اينکه هيچ رايتي براي ايشان بلند نشود تا روز قيامت.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص115.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*