«بي حيائي وبي ادبي پير وجوان»
ــ زنان فاسد شوند.
ــ جوانان فاسق شوند.
ــ کودکان فاقد حيا و ادب باشند.
ــ جوان ها تصنيف خواندن و آوازه و شرب خمر را حلال شمرند.
ــ کودکان بي حيا و پيران فاجر و زنها سبک و شوخ و شنگ.
ــ حياي کوچکان کم شود.
ــ کوچک بر بزرگ جري شود و پست بر شريف.
ــ کبير بر صغير رحم نکند و صغير از کبير توقير نکند.
ــ پرده حيا از زنان برداشته شود.
ــ زنان بر زين سوار شوند. (1)
ــ زنان مانند مردان براي خود مجالس(کنگره) اتخاذ کنند.
ــ زنان خود را براي اهل کفر بذل کنند.
ــ زنها زينت کرده و آرايش کرده از خانه بيرون آيند و سير و گردش کنند و به خارج شهر به تفرّج روند.
ــ همت زنان زينت دنيا باشد.
ــ زنانشان دريده و کارگزار و پيش رو در هر چيز.
ــ مردان خود را به جامه زنان زينت کنند.
ــ مرد خود را چنان زينت کند مانند زن که براي شوهر خود زينت مي کند.
ــ مردان طلا بپوشند و لباس حرير و ابريشم و ديبا و پوست پلنگ در تن کنند.
(1) يا مقصود سوار شدن اسب و شبه آن و جلوه دادن در بازارها است و يا کنايه است از حکومت يعني بر زين حکومت سوار شوند.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 95.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*
«شهوت پرستي وشکم پرستي»
ــ همت مردم، شکم و شهوتشان باشد. پروا ندارند از کجا بخورند و با چه دفع شهوت کنند، دنيا هم در عين حال بر ايشان اقبال کند.
ــ طعام هاي رنگارنگ بخورند.
ــ همتشان الوان طعام ها و آشاميدني ها است.
ــ مدح ميکنند به صرف قول و زبان، اين جماعت اشرار امت اند.
ــ نخواهد ماند مگر منافق که دين خود را به رأي خود و خداي خود را شکم خود قرار داده، هر چه اشتها کند از حلال و حرام امتناع از وي ندارند و به زندگي دنيا خرسند و فرحناک اند.
ــ هم صحبت ايشان زنان ايشانند و شرفشان درهم و دينارشان، و همتشان شکمشان؛ اين جماعت اشرارند، فتنه با ايشان است و از ايشان فتنه برخيزد و به ايشان بازگردد، جسدهاشان سير نمي شود و دلهاشان خاضع نمي گردد.
ــ خوراکشان تيهو و مرغان چاق و لباسشان خز يماني و ابريشم است.
ــ خداي ايشان شکمشان و زنانشان قبله ايشان و دينشان درهم و دينار ايشان و شرفشان متاع و قماش ايشان است.
ــ غذاهاي خوب بخورند و جامه هاي قشنگ زينت شده بپوشند.
ــ خدامشان اولاد فرس و روم باشد.
ــ کلاه هاي مُتَرّکَه ظاهر شود.
ــ پرورش يابند به غذاهاي خوب و شربت هاي لذيذ و بوهاي خوش و بناهاي محکم زيبا و زينت خان ها و مجلسهاي مزين.
ــ بر يکديگر افتخار کنند به لباس و جاه.
ــ کتاب خدا را بر غير تأويلش تأويل کنند و بگويند (من حرم زينة الله) که حرام کرده زينت خدا را بنا ها را محکم و زيبا بسازند.
ــ قصرهاي محکم و زيبا بسازند.
ــ بر مرکب هاي نيک و سريع سوار شوند و خود را زينت و آرايش کنند مانند زني که براي شوهر خود زينت ميکند.
ــ زيستن و هيئت ايشان مانند زيستن و هيئت پادشاهان ستمگر باشد؛ اين جماعت منافقين اين امت اند.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص ۹۴-۹۵.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*
«ترک خيرات وبي اهتمامي بضعفاء
و به امورجامعه»
ــ از خير بي ميلي و بي رغبتي مي کنند.
ــ بر يکديگر عطوفت ندارند، بلکه ادبار و پشت از يکديگر مي کنند.
ــ شام مي کنند در نشوه و صبح مي کنند مست؛ هيچ در غم مردم و آنچه بدان مبتلايند نيستند.
ــ معروف(هديه، قرض، احسان و صدقات خيريه) کم شود.
ــ راه خير منقطع گردد و کسي بر وي نرود و راه شر رهروانش بسيار باشد.
ــ قدم هاي خير برداشته نشود مگر به وساطت و توصيه اشخاص؛ رضاي خدا و قصد خدا را منظور نکنند بلکه نظر مردم را جلب کنند.
ــ صدقه به مسکين داده نشود.
ــ به محتاج چيزي دهند به جهت خنده بر او و براي خدا بر وي ترحم نکنند.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 94.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*
«تفرقه و اختلاف و اتحاد بر
ضددين واجتماع»
ــ فتنه ها ظاهر شود.
ــ بر قرقت اجتماع کنند و بر ضداجتماع فرقه فرقه شوند.
ــ انحاد بر پشتيباني به يکديگر مي کنند در غير ذکر خدا صدا بلند شود.
ــ روش ها مختلف شود و فساد بسيار گردد، رشد و هدايت کم شود؛ پس در آن هنگام دلها سياه شود و سلطان جائر بر ايشان حکومت کند.
ــ چنان سرگرم تفرقه و مخالفت و عصيان و ضلالت و طغيان باشند تا اينکه بر وي توالد و تناسل کنند و اولادها بزايند که به معصيت تربيت گشته و به جور ديانت کنند، افعالشان منکر و دلهاشان مختلف.
ــ مردم با کسي هستند که غلبه با اوست.
ــ درس باطل به يکديگر بياموزند.
ــ در کارها تقليد از يکديگر کنند و همگي تقليد اهل شر کنند.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 93.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*