تبليغاتX
***مهدی منتظر(علیه السلام)***
***مَـــهـــدِي مـُـنــتَـظـَـر«عَلَیهِ السَّلامِ»***
«أفضل العبادة انتظار الفرج»
جمعه سی ام شهریور 1386
حکومت نااهلان

«حکومت نااهلان و تسلط اشرار»


ــ حکومت را به کسي دهند که مستحق آن نيست.

ــ کساني به حکومت رسند که ايمان راسخ ندارند و جزء کساني هستند که بايد با ايشان از باب تأليف قلوب معامله و معاشرت کرد.

ــ مردمان سفيه و نادان را عمّال و اعوان دولت سازند.

ــ سفهاي قوم راعي ايشان باشند.

ــ اولاد علوج اکابر باشند (علوج کافرو پست و لايبالي و بي اطلاع از دين).

ــ رُوَيبِضة در امور عامه مردم تکلم کنند (يعني کسانيکه حق تکلم ندارند).

ــ بر خود مقدَّم کنند کسي را که أفضل ايشان نيست.

ــ اشراف ذليل شوند و بي حسبان بلندي يابند.

ــ اشرار بر اخيار مسلط شوند.

ــ نيکان ايشان از اشرارشان مي ترسند.

ــ خداوند اشرار را بر ايشان مسلط مي کند، که ايشان را به عذاب هاي بد شکنجه کنند.

ــ پسرانشان را ذبح کنند و زنانشان را به بي عفتي کشند، خوبانشان دعا کنند و مستجاب نکند.

ــ مرد خود را به بد زباني مشهور کند تا از وي بپرهيزند و امري به وي واگذار کنند و به مقامي برسد.

 

 


منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 88.

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*

 

 

جمعه بیست و سوم شهریور 1386
روش اولياءامور

«روش اولياءامور و طرز
رسيدن بحکومت»


 

ــ رياست را براي مطاع دنيا طلب کنند.

ــ رياست را بطلبند براي ظلم کردن و فخر بر يکديگر.

ــ واليان بر دادن حکم، رشوه گيرند.

ــ حکومت و ولايت را در مازاد گذارند هرکس بيشتر رشوه دهد يا عهده دار امر بيشتري شود، به رياست و منصب رسد.

ــ مردم حريص خواهند شد بر حکومت و امارت؛ پس هرکس که از او بدوشند حال او در امارت نيک خواهد بود و آنکس که از او بهره اي نباشد، روزگارش بد باشد و به امارت نرسد.

ــ واليان مردان خائن را امين کنند از جهت طمعي که به وي دارند.

ــ مکّاران را مقرب سازند.

ــ اولياء امور، اهل کفر را مقرب نزد خود سازند و اهل خير را از خود دور کنند.

ــ نزديکتر به واليان کساني هستند که مدح خود را در بدگوئي و فحش دادن به ما(اهل بيت-عليهم السلام) ميبيند و آنکس که ما را دوست ميدارد سخن او را تزوير و شهادت او را نمي پذيرند.

ــ واليان ميراث را به اهل فسق و جرأت بر خدا ميگذارند، از ايشان چيزي مي گيرند و ايشان را به خود واميگذارند که آنچه خواهند بکنند.

ــ صاحب منصب که مردم از جهت منصب و تسلط او مي ترسند، مرد شريف را ذليل ميکند و به ذلت او مي نگرد و همواره در پي قتل اوست.

 

 

 


منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 88-87.

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*

 

 

 

جمعه شانزدهم شهریور 1386
امراوزراوعمال

«امراء و وزراء و عمّال»



ــ امراء زياد باشند و امين ها کم.

ــ امراء کافر و اولياءشان فاجر. (1)

ــ اميران خائن، کدخدايان فاسد، اعوان ويارانشان ظالم و صاحبان رأي شان فاسق.

ــ اميران فاجر، وزيران ظالم، کدخدايان خائن.

ــ اميران فاجر، وزيران دروغگو و امينان خائن و اعوان ستمگر.

ــ امور بدست اميران جائر و وزيران فاسد و کدخدايان ظالم و امينهاي خائن افتد.

ــ زعيم و زمامدار مردم رذل ترين ايشان باشد. (2)

ــ اشرار امت والي و زمامدار گردند، پس کار بر مردم تنگ شود و زراعت فاسد گردد. دولتهاي شياطين دور زند و دائر گردد و بر ضعيف ترين مساکين جستن کنند و هر پلنگي بر فريسه خود جستن کند.

 

 


(1) امير و امراء بر سلطان نيز گفته ميشود.
(2) زعيم نيز بر سلطان گفته ميشود.

منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 86-87.

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*


 

جمعه نهم شهریور 1386
وضع حکومت

«وضع حکومت و هيئت حاکمة؛
سلطان و روش آن»

 


ــ
واي بر اين امت از پادشاهان جبار ستمگر که چگونه مي کشند، مي ترسانند کساني را که اطاعت خدا کنند مگر آنکس که اطاعت ايشان کند. پس مؤمن پرهيزگار با ايشان مسالمت کند به زبان و از ايشان فرار کند به دل.

ــ امور به دست کسي افتد که اگر مردم حرف بزنند ايشان را بکشد و اگر ساکت باشند حق ايشان را مباح خود شمارند، حقوق ايشان را براي خود جلوگيري کنند و براي خود جلب کنند، حرمتشان را لگدکوب و خونشان را بريزد و دلهاشان را پر از خوف و رعب کند.

ــ بر خود والي کنند و امر خود و دين خود را بر عهده کسي گذارند که در ميان ايشان به مکر و منکر و رشوه و قتل عمل کنند. گويا ايشان امام و پيشواي قرآنند و قرآن امام و پيشواي ايشان نيست.

ــ مالک دولت شود کسيکه مالک آن نبوده و اهليت آن ندارد لُکَعي از لُکَعها. (لئيم-احمق- عاري از منطق)

ــ اهل باطل را عمال خود کنند و بر اهل حق مسلط کنند.

ــ سلطان مؤمن را ذليل کند براي خاطر کافر.

ــ سلطان احتکار طعام کند.

ــ اموال ذوي القربي (از خمس و انفال و اوقاف خاصه ايشان) قسمت شود به راهاي باطل و صرف قمار و شراب شود.

ــ خرابي بيشتر منظور شود از آبادي.

ــ چيزي از مشرق و چيزي از مغرب بياورند (از مرام ها و روش ايشان) و امت اسلامي را به آن آلوده کنند. اي واي به حال ضعيفان امت از ايشان و اي واي بر ايشان از خدا.

ــ حکم به جور کنند.

ــ همه جا قانون جور حکومت کند.

 

 


منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 86.

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*

 


 

جمعه دوم شهریور 1386
وضع معیشت و کسب

«وضع معيشت و کسب»



ــ از مال حرام اجتناب نکنند.

ــ حرام را غنيمت شمارند.

ــ مال ايتام را حلال شمارند.

ــ آنکه مال ايتام ميخورد، مردم او را مرد صالح ميگويند و از صلاح او صحبت ميکنند.

ــ طالب حلال مذمت و سرزنش شود و طالب حرام، مدح و تعظيم شود.

ــ کمتر چيزي که پيدا شود، درهم حلال است.

ــ ربا و مال هاي شبه ناک را حلال شمارند.

ــ به رشوه و ربا رفتار کنند.

ــ به ربا خواري رکون کنند.

ــ ربا ظاهر گردد و هيچ ملامت بر آن نشود.

ــ ربا را سهل شمارند.

ــ تجارشان بر ربا کار کنند.

ــ پول هاي سُحت فاش و آشکار شود و بر يکديگر سبقت گيرند. (1)

ــ مرد معيشت خود را از کم فروشي کند.

ــ کم فروشي کنند و از وزن و کيل بدزدند.

ــ عيب را در وقت خريد و فروش کتمان کنند.

ــ تاجر در تجارت خود دروغ بگويد، زرگر در زرگري خود و هر صاحب صنعتي در صنعت خود دروغگو باشد؛ پس از اين جهت وسيله هاي کسب کم شود و راه معيشت بر ايشان تنگ گردد.

ــ با شريکان خود به خيانت رفتار کنند.

ــ زنان به کار مشغول شوند و با شوهران در کسب و تجارت شرکت کنند از جهت حرص بر دنيا.

ــ تجار زياد و ربح و سود کم باشد.

ــ بازار همه(در کسادي) يکسان و به هم نزديک باشد. در آن هنگام ببيني که آن بگويد چيزي نفروختم و اين بگويد سودي نکردم؛ پس نبيني بجز مذمت کننده خدا.

 

 

 

(1) سُحت از قبيل رباء و رشوه و قمار و قرعه کشي و کم فروشي و پول شراب و مسکرات و پول قضاوت و پول سگ و خوک و پول آوازه خواني و زنهاي رقاصه و آوازه خوان و پول زنا و قيادت و پول تار و تنبول و آلات غناء و پول ميته و نجس فروشي و هر چه در شرع حرام است.

منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 85-86.

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*