تبليغاتX
***مهدی منتظر(علیه السلام)***
***مَـــهـــدِي مـُـنــتَـظـَـر«عَلَیهِ السَّلامِ»***
«أفضل العبادة انتظار الفرج»
جمعه بیست و ششم مرداد 1386
وضع علماواهل منبر

«وضع علماي سوءو رفتارشان و
رفتاراهل منبر»


 

ــ فقاي هدايت کم و فقاي ضلالت و خيانت بسيار.

ــ فقيه، فقه را براي غير دين فراگيرد، مطلوب او رياست است.

ــ فقاهاشان فتوا دهند به آنچه بخواهند.

ــ علماشان بر طمع و کمي ورع باشند.

ــ علماء بر در خانه ستمگران رونده باشند.

ــ علماي ايشان بدترين خلق خدايند.

ــ فقهاي ايشان بدترين فقهاي زير آسمانند، فتنه از ايشان برخيزد و به ايشان برگردد.

ــ علماء و فقهاءشان خيانت کار باشند. آگاه باش که ايشان فجار و اشرار خلق خدايند. اتباع ايشان و کسانيکه نزد ايشان مي روند و از ايشان فرا ميگيرند و با ايشان مجالست و مشاورت ميکنند، اشرار خلق خدايند. خداوند ايشان را به جهنم داخل کند در حاليکه کور و کر و لال باشند هرگاه آتش فروکش کند بر شعله وي بيفزايند و هرگاه پوست بدنشان پخته و سوخته شود تازه کنند تا از عذاب بچشند.

ــ علماءشان شرار خلق خدايند بر روي زمين از آنجهت که ميل به تصوف و فلسفه ميکنند. قسم به خدا که اينگونه از علماء از اهل عدول و تحريف هستند (يعني عدول و انحراف از دين) در حب و دوستي مخالفين ما مبالغه مي نمايند، شيعيان و دوستان ما را گمراه ميکنند. اگر به منصبي برسند از رشوه گرفتن سير نمي شوند و اگر مخذول شوند و دستشان به جائي نرسد عبادت خدا را برپاکنند، آگاه باشيد که اينگونه علماء قاطع طريق و دزدان راه مؤمنين اند و دعوت کنندگان بسوي راه ملحدين اند. پس هر کس درک کند ايشان را بايد که از ايشان حذر کند و دين و ايمان خود را از ايشان حفظ نمايد.

ــ در منابر امر به تقوي شود اما گوينده خود عمل نکند به آنچه مي گويد.

ــ بر منبرها دروغ را طرفه و ظرافت بشمارند.

 

 

منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 84-85.

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*

 

 

جمعه نوزدهم مرداد 1386
وضع علم و روحانيت

«وضع علم و روحانيت»


 

ــ علم برداشته شود و جهل آشکار گردد.

ــ علماء بميرند و کم شوند.

ــ دنيا را بالاي سر و علم را زير پا نهند.

ــ علم دين را براي غير خدا بياموزند.

ــ فقه و علم دين را براي غير دين بياموزند.

ــ علماء را نشناسند مگر به جامه نيک.

ــ بر علماء قدح و ملامت کنند.

ــ عالم نزد مردم، پست و فاسق، مکرّم باشد.

ــ صاحبان آيات و احاديث را تحقير کنند و کسيکه ايشانرا دوست دارد حقير شمارند.

ــ علماء را بکشند چنانکه دزدان را ميکشند.

ــ از علماء فرار کنند چنانکه گوسفند از گرگ فرار ميکند، پس هر گاه چنين کنند خداوند ايشانرا به سه چيز مبتلا کند. اول: برکت از اموال ايشان بر دارد. دوم: سلطان جائر بر ايشان مسلط کند. سوم: از دنيا بي ايمان بروند.

 


 

منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 84.

 

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*

 

 

جمعه دوازدهم مرداد 1386
وضع قراء وعبّاد

«وضع قراءو عبّاد»



ــ عابدان جاهل و قاريان فاسق باشند.

ــ قاريان عامل بروند.

ــ عبّاد بر رياء باشند.

ــ قاريان بسيار و عمل کم باشد.

ــ قاريان زياد و فقهاء کم باشند.

ــ قاريان ميل به امراء کنند.

ــ عبادت خدا را از جهت بلندي و برتري جستن بر مردم به جا آرند.

ــ عبادت نکنند خدا را مگر در ماه مبارک رمضان.

ــ اگر مؤمن را در جماعت و عبادت خدا ببيند پناه به خدا برند از وي.

ــ قاريان و عبّاد در ما بين خود يکديگر را ملامت کنند پس اين جماعت در آسمانها پليد خوانده ميشوند.




 

منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 83.

 

 

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*

 

 

جمعه پنجم مرداد 1386
حال قرآن در نزد مردم

«حال قرآن در نزد مردم»



ــ نماند از قرآن مگر رسم او.

ــ قرآن مهجور و متروک گردد.

ــ از قرآن نشناسند مگر خط او و حرف او را.

ــ به قرآن استخفاف کنند.

ــ شنيدن قرآن بر مردم سنگين و شنيدن باطل، سبک و آسان باشد.

ــ قرآن را نشناسند مگر به صداي نيک.

ــ غنا و آوازه خواني به قرآن کنند.

ــ قرآن را مزامير خود سازند (يعني مانند تصنيف آلت غناي خود قرار دهند).

ــ جمعي قرآن را براي غير خدا بياموزند و آنرا مزمار خود کنند.

ــ قرآن را زينت و زيور کنند (يعني جلد و کاغذش را).

ــ قرآن کهنه گردد و در وي احداث کنند چيزيکه در او نيست و بر وفق هواها توجيه و تأويل کنند.

ــ هيچ جنسي و قماشي بائرتر از قرآن نباشد که او را چنانکه حق است و سزاوار اوست تلاوت کنند و هيچ جنسي و قماشي پرفروشتر و پر بهاء تر از قرآن نباشد اگر او را از مورد خود تحريف و بغير مورد تأويل کنند.

ــ قرآن را حاملين او پشت سر افکنند و حفاظ او را فراموش کنند و از ياد ببرند تا اينکه هواها ايشانرا از راه خدا ميل دهد و همان را اعقاب از پدران به ميراث بياموزند.قرآن را به تحريف از روي دروغ و تکذيب عمل کنند پس قرآن را به بهاي کمي فروختند و نسبت به او بي ميل و رغبت گشتند پس قرآن و اهل او در آنزمان مطرود و رانده شده و با هم دو رفيق همسفر در يک راه خواهند بود. هيچکس حرمت اين دو را نمي کند. اي خوشا بر اين دو رفيق و زهي بر اين دو صاحب. پس قرآن و اهل قرآن در ميان مردمان باشند اما مردم با ايشان همراه نيستند و اين از جهت آنستکه هدايت با گمراهي هرگز موافقت نکند اگر چه با هم در يکجا جمع شوند.

ــ وارد ميشود به ايشان واردي و داخل ميشود به مجلسشان داخلي براي اينکه حکمي از قرآن بشنود؛ هنوز در جاي قرار نگرفته و مطوئن ننشسته که ار دين خارج ميشود. او را از دين پادشاهي به دين پادشاه ديگر، از حکومت شاهي به حکومت و ولايت شاه ديگر و از طاعت شاهي به طاعت شاه ديگر و از عهد و پيمان شاهي به عهد و پيمان شاه ديگر منتقل سازند؛ پس خداوند ايشان را به عذاب استدراج بگيرد از آنجائيکه نمي دانند و گمان ندارند زيرا که کيد و مکر خداوند متين است (مقصود آن ست که مجالسشان اسمش قرآن و تفسير قرآن است و باطنش دعوت به اين و آن و يا تأويل بر مقاصد و هواها است).    

 

 

 

منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص 82-83.

 

 

 

 

 

*اللّهمجّللوليکلفرج*