«جواباشکالهشتم»
سؤال: گفتيد هر چيزي را مدتي ست. مدت غيبت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) چقدر است و وقت ظهور او کي خواهد بود؟
جواب: البته هر چيزي را مدتي است و غيبت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را هم مدتي ست. اما تعيين آن و دانستن آن لازم نيست. اگر معلوم شد که غيبت او به امر خداست، و معلوم شد که در غيبت حکمت و مصلحتي است در مقدار او نيز قطعا حکمت و مصلحتي خواهد بود و همچنانکه حکمت و مصلحت اقتضاي اصل غيبت و اختفاي او کرده، همچنين حکمت و مصلحت ديگر نيز اقتضاي اخفاي مدت او و وقت ظهور او کرده. چنانکه مدت عمر دنيا و وقت ساعت قيامت معلوم نيست و دانستن آن هم ضروري نيست و مخفي بودن آن هم بي حکمت نيست. تفضيل سخن در خفاي مدت غيبت و وقت ظهور بعد از جواب اشکالات و بعد از بيان احوال حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در حال غيبت خواهد آمد.
«جواباشکالنهم»
سؤال: گفتيد علامتي که مي گفتيد، ظاهر شد. پس چرا حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظاهر نشد؟
جواب: علاماتي که گفته اند، هنوز ظاهر نشده. آنها که ظاهر شده علامات نيست؛ حوادث و وقايعي است که در طول غيبت حادث و واقع مي شود. اين اشتباه از آنجا شده که بعضي بي تحقييق هر چه وقايع و حوادث است، همه را به اسم علامت ناميده اند و کتاب علائم الظهور نوشته اند. شرح علائم و وقائع و فرق بين آنها خواهد آمد در آخر اين باب.
جواب اشکال اخير که با اسلحه قديمه چگونه مي تواند با اين اسلحه جديد بجنگد، اين است:
اوّلاً: آنچه اعتقاد آن لازم است اين است که حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) جنگ خواهد کرد و غالب خواهد شد، اما با اسلحه قديمه يا جديده نه دانستن آن لازم و يا امر مهمي است و نه ندانستن آن به جايي ضرر مي زند. حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در وقت ظهورش به آنچه مأمور باشد خواهد کرد. اگر بنا باشد با اسلحه جديده جنگ کند، هم از طريق عادي امر ممکني است و هم از غير عادي. اما از طريق عادي به اينکه بخرد يا به مختصر اسلحه اي که اصحابش دارند، بجنگد و هر چه کم کم پيش مي رود و فاتح مي گردد، اسلحه ديگران را حيازت مي کند. و اما از طريق غير عادي ممکن است، خداوند براي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اسلحه جديده نيز نازل کند. دليل قطعي و نصي بخصوص بر نفي آن نداريم.
ثانياً: آنچه به ما رسيده و در کيفيت قيام حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) قائليم که تفيضلش ان شاءالله خواهد آمد، اين است که قيام آنحضرت به طريق غير عادي و خارق عادت است و بر فرض که او را اسلحه جديده نباشد آنقدر از قواي الهيه و مددهاي غيبيه با او هست که مافوق اين اسلحه جديده است. باد و ابر در اختيار حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است و طي الارض مي کند، مشرق و مغرب را مي بيند و با اصحابش هر کجا هستند حرف مي زند و او را مي بينند. جبرئيل و ميکائيل و اسرافيل ملائکه و جن حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را نصرت مي کنند. ماه و خورشيد در تسخير اوست. اگر خودش در ميان کوه صيحه بزند، کوه از هم مي پاشد با اين قوا او را چه احتياج به قوا و اسلحه جديده است.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص64-65.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*
«جواباشکالهفتم»
سؤال: گفتيد چگونه با اينهمه طول مدت زند است؟
جواب: اين معرضه با قدرت خداست. قدرت خدا که مانند قدرت بشري نيست. اين اشکال را از کساني مي گوييم که قائل به خدا و قدرت وي هستند و اما از کساني که منکر خدايند، نوبت بحث با ايشان به اينجا نمي رسد؛ بنا براين مي گوييم اگر در قدرت خدا حرف داريد، قدرت خداوند بر بيش از اينها تعلق گرفته و مي گيرد. اصحاب کهف را سيصد سال به خواب کرده و بعد رنده کرد. حضرت ابراهيم(عليه السلام) را در آتش افکندند و نسوخت. چوب خشک را بر دست موسي(عليه السلام) اژدها کرد. مرده هايي را زنده کرد. از سنگ، دوازده چشمه ظاهر ساخت. دريا را شکافته و در ساعت خشک کرد. از ميان کوه ماده شتر بيرون آورد و غير اينها که در قرآن ثابت شده.
و اگر در خصوص طول حيات و تعلق قدرت خدا به حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) حرف داريد، آن هم که نوح(عليه السلام) دو هزار سال عمر کرد و عوج بن عناق را شما مي گوييد فرزند دختر آدم بود و در ايام طوفان زنده بود و سه هزار سالا عمر کرده و حيات حضرت عيسي(عليه السلام) و حضرت خضر(عليه السلام) را هم قائليد با اينکه پيش از اسلام بوده اند. و عمر خضر(عليه السلام) تا کنون بيش از سه هزار سال است. به حيات دجال نيز قائليد و چه قدر احاديث درباره او نقل کرده ايد، با اينکه کافري خبيثي است خداوند اينهمه طول مدت از او نگهداري کند و از کسي که او را قائم(علیه السلام) خود قرار داده و عيسي بن مريم به او اقتدا کند، نگهداري نکند بسيار عجيب است.
و اگر در تعلق اراده خدا بخصوص اين غيبت حرف داريد، آن هم چه مانعي دارد بعد از آنکه به ادله گذشته از حکمت هاي حق و علت هاي غيبت و وجود نص از پيغمبر(صلي الله عليه وآله وسلم) و ائمه طاهرين(عليهم السلام) و ثابت شدن تولد حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) وجود آنحضرت ثابت شد. چه محذوريست که اراده خداوند به چنين غيبت طولاني با آن حکمت ها و فوائد تعلق بگيرد. پس او را نگهداري کند و از وي پذيرائي کند. به علاوه اموري که راجع به حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است همه اش بر سبيل اعجاز است. تولدش بر سبيل اعجاز بود زيرا که حملش مخفي بود و هيچکس نفهميد چنانکه گذشت. ظهور و قيامش نيز بر سبيل اعجاز و خارق العاده است، چنانکه بيايد و همين جا نيز در جواب اشکال آخر اشاره مي شود. پس چه مانعي دارد که غيبت و طول حيات حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نيز بر سبيل اعجاز و خارق عادت باشد.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص62-63.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*
«جواباشکالششم»
سؤال: گفتيد چرا غيبت اينهمه طولاني باشد، اگر ظهوري در کارست پس تا کي انتظارست؟
جواب: همچنان که وجودش را علت و حکمتي است و غيبتش را علت و حکمتي است، همچنين طول مدت را نيز علت و حکمتي است و بالاخره هر چيزي را مدتي است.
لِکُلِّ أجَلٍ کِتابٌ.
بايد مدتش را طي کند. چند علت براي علت طول غيبت از اخبار استفاده مي شود:
علت اول: اينکه خداوند به مقتضاي عدل و فضل و امتحان دو دولت قرار داده. براي حق دولتي؛ و براي باطل دولتي. و دولت حق را در آخر قرار داده. اولياء خدا در دولت باطل يا خائف و مقهورند و يا غائب و مستور و ناچار است که هر يک از دو دولت استيفاي کامل از دولت خود کند. دولت باطل که دولت ابليس است، انتهاي او تا روز قيام حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است. چنانکه در قرآن است که ابليس گفت:
رَبِّ فَأنظِرنِي إلي يَومِ يبعَثُونَ.
پروردگارا! مرا مهلت ده تا روز قيامت.
خداوند فرمود:
إنَّکَ مِنَ المُنظَرينَ إلي يَومِ الوَقتِ المَعلُومِ.
تو از مهلت داده شدگاني تا روز ميقات معلوم.(که روز قيامت قائم(عليه السلام) است.)
پس بايد ابليس استفاده کامل و بهره برداري تمام از دولت خود کند و چون به تاريخ برگرديم و نيک بررسي کنيم، اگر منصف باشيم خواهيم ديد که دولت ابليس در ازمنه گذشته اگر چه به طول انجاميده بهره برداري کامل نکرده. چندي است که در اين ازمنه اخير تازه مي خواهد بهره برداري کند و به طوري که مقصود او است تا حدي نائل شود. اگر ازمنه سابق را با اين زمان اخير مقايسه کنيم، خواهيم ديد که هيچ وقت اينگونه اسباب فسق و فجور و لهو و لعب و آزادي از همه جهت و اسباب ظلم و تعدي و جور و همه انواع قبائح فراهم و آماده نبوده. پس بايد غيبت آنقدر طول بکشد که شيطان تا حدي به آرزوي خود برسد.
يُخرِجُ الحَيَّ مِنَ المَيِّتِ وَ يُخرِجُ المَيِّتَ مِنَ الحَيّ.
و چون حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) قيام به سيف ميکند و از فاجر و کافر چيزي نمي گذارد، پس بايد آنقدر طول بکشد تا اينکه هر مؤمني که در صلب کافر و فاجر است بيرون آيد. به حضرت امام صادق(عليه السلام) گفته شد: چرا اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) با مخالفين خود در اول جنگ نکرد. فرمود يک آيه در کتاب خدا مانع او شد. گفت کدام آيه؟ حضرت فرمود:
لَو تَزَيَّلُوا لَعَذَّبنا الَّذينَ ظَلَمُوا مِنهُم عَذاباً اَليماً.
اگر از هم زائل و جدا شوند، يعني مؤمن و کافر، هر آيينه
عذاب مي کنيم اشخاصي را که ظالمند
از ايشان عذاب دردناک.
گفت چه مقصود از زائل و جدا شدن؟ حضرت امام صادق(عليه السلام) فرمود: وديعه هايي است از مؤمنين در صلب جمعي از کافرين و همچنين حضرت قائم(عليه السلام) ظهور نخواهد کرد هرگز تا اينکه وديعه هاي خدا بيرون آيد و چون همه بيرون آيند آنگاه ظاهر شود بر دشمنان خدا و آنان را بکشد.
علت پنجم: اينکه خداوند براي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اصحاب و انصاري مخصوص قرار داده با نام و نشان حسب و نسب که اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) و حضرت امام صادق(عليه السلام) ايشان را به اسم و نسب ياد کرده اند. پس بايد آنها نيز بوجود آيند.
(1) از قضيه ملاقات علي بن ابراهيم مهزيار، معلوم مي شود نگراني و دلگيري حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از اعمال دوستان خود و اينکه اعمال بد ايشان نيز دخيل در غيبت و طول غيبت است. گفت چون به خدمت رسيدم آنحضرت به من فرمود ما انتظار تو را داشتيم شب و روز چرا دير کردي؟ عرض کردم: کسي نبود که مرا به سوي شما راهنمايي کند. پس حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) با انگشت به زمين ميزد و فرمود: نه چنين است و لکن شماها به زيادي اموال پرداختيد و بر ضعفاي مؤمنين تجبر به خرج دادين و قطع رحم کرديد. پس چه عذري براي شما الان مي باشد. گفتم: التوبه التوبه. پس حضرت فرمود: اي پس مهزيار! اگر نبود استغفار بعضي از شما براي بعضي هر آيينه هر کس بر زمين بود هلاک ميشد، به جز خواص شيعه. آنان که اقوالشان با افعالشان شبيه است.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص60-62.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*
«توقيعاينست»
احمدبن حسن بن ابي صالح خجندي مدتي در جستجو و طلب برآمد و در شهرها گردش مي کرد و جديت و اصرار داشت که به ملاقات حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مشرف شود. عاقبت نامه اي نوشت به آنحضرت بوسيله شيخ ابوالقاسم حسين بن روح.
مضمون نامه اينکه: دل من شيفته جمال تو گشته و همواره در فحص و طلب مي کوشم. تمنا دارم جوابي مرحمت فرماييد که قلب من ساکن شود و دستوري در اين باره فرماييد.
جواب چنين توقيع فرمود:
مَن بَحَثَ فَقَد طَلَبَ وَ مَن طَلَبَ فَقَد ذَلَّ وَ مَن ذَلَّ فَقَد أشاطَ وَ مَن أشاطَ فَقَد اَشرَکَ.
هر کس بحث کند به طلب افتد و هر کس طلب کند به ذلت افتد و هر کس به ذلت افتد،
به غضب دچار شود يا به مهلکه افتد و هر کس غضب کند پس شرک آورده.
چون اين جواب آمد، قلب او ساکن شد و دست از طلب کشيد و به وطن خود بازگشت.
«جواباشکالپنجم»
سوال: گفتيد چرا در همان وقتي که بناي قيام است متولد نشود وجود پيش، با اين همه مدت بدون فائده چه اثري دارد.
جواب: پاسخ اين اشکال نيز از جواب اشکال چهارم ظاهر شد. زيرا که اين اشکال مبني بر عدم فائده است و در آنجا ظاهر شد که وجود او بي فائده نيست. به علاوه در ايمان به او و رعايت حق او ولو غياباً امتحان بزرگي ست که منظور و مطلوب حق است. چنانکه ايمان به پيغمبر خاتم(صلي الله عليه وآله و سلم) پيش از وجودش امتحاني بود و منظور حق بود و بسيار فرق دارد در تأثير نمودن در عمل و ثبات و استقامت بين اينکه وليّ موجود نباشد يا موجود باشد و غائب باشد. بخصوص اينکه او را ناظر بر خود و آگاه از عمل خود بداند.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص59.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*