«عقيدههايبياصلعوامانه»
اول: اينکه مي گويند: هر کس شيعه پاک خالص باشد و مرد خدا و اهل ورع و تقوي باشد، به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ميرسد و اگر نرسيد، پس در او چيزيست يا در ايمان و خلوص او شبهه ايست و در اين امر به قدري غلو دارند؛ حتي اينکه ميگويند: تو برو خود را صاف کن امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خودش به نزد تو مي آيد و حتي اينکه ميگويند مرد خدا و بنده صالح وجود ندارد والا بايد خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسد.
دوم: عده ديگر ميگويند آن کس نائب حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) يعني مرجع تقليد است بايد خدمت امام برسد و مسلم رابطه سرّي هم با آنحضرت دارد و اگر نباشد او مرجع حقيقي نيست.
سوم: معتقدند که اعمالي هست از قبيل ختوم و چله ها و غيره که هر کس آنها را عمل کند به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسد و از اين رو در صدد و جستجو بر مي آيند و به هر کس ميرسند، مي پرسند چه عملي بايد کرد يا چه عملي مجرب است يا مجرب تر است که اسباب توفيق تشرف مي شود و بعضي حسن ظن مخصوص به اشخاص سر بتو دارند. پس به هر سوراخي سر مي کنند تا به قول خودشان اشخاص وارسته درويش مسلک و صوفي مآب را پيدا مي کنند و با نهايت خشوع به ايشان مي گويندحضرت آقا يکي از آن ختم هاي مجرب يا عملي که در نظر مبارک بسيار قوي و آزموده است تمنا مي کنم به چاکر مرحمت فرماييد تا خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسم. نوعاً آن شخص هم با مثل خودشان جاهل و از کسبه بازار است. ناچار به جهل خود يک چيزي مي گويد از آنهايي که شنيده يا در کتاب شخص بي تحقيقي ديده و يا اينکه مرد شياديست از جهل اين بيچاره سوء استفاده مي نمايد و مدتها او را در سنگلاخ رياضت و چله نشيني ميافکند و عاقبت هم آن بدبخت به جائي نمي رسد.
چهارم: معتقدند که بزرگترين فضل و رتبه همين است که انسان به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسد و هر کس به خدمت رسيد از همه کس برتر و بالاتر است اگرچه جاهل باشد. پس اگر جاهل باشد که به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) رسيده باشد از هر عالمي بالاتر و محترم تر است. از اين جهت اشخاص را که در ايشان اين گمان ببرند فوق العاده احترام مي کنند و در حضور او تأدب شديد به خرج مي دهند و فرمان او را با جان و دل مي برند و با اخلاص به او خدمت مي کنند و رسيدگي هايي بي دريغ به او دارند. اي کاش اين عمل ها مخصوص کسي بود که راستي و به طور يقين تشرف حاصل کرده بود تا لااقل هدر نرود. لکن متاسفانه در اصل موضوع هم بر يقين نيستند بلکه چيزي از آن طرف نفهميده و تحقيقي نکرده به منظور گمان خود يا تقليد مانند خود اتکا مي کنند. بلکه نوعا دور و پر همان اشخاص تو دار سر بتو ميچرخند و از بسکه حسن ظن دارند ميگويند اين شخص نبايد خدمت امام نرسيده باشد و از اين رو شيادان بسيار شده اند و دکانشان داغ و زندگيشان بسيار مرفه و اگر طرف، جاهل بيچاره اي باشد و بي غرض و بي نظر هم باشد در اثر اين احترامات زياده بر حد، خود را مي بازد. اگر در اول نظري نداشت و از خود ادعايي نداشت بلکه مريدان درباره او خيال بيجا کرده بودند. بالاخره در آخر نظر پيدا ميکند و صاحب ادعا ميشود بلکه اگر در واقع هم چيزي بوده و تشرفي هم حاصل کرده باز اين بالا بردن هاي مردم ايجاب کبر و نخوت و خودبيني و عجب دوري ميکند، عاقبت خود را شخصي مي گمارد و با اهل علم و علماء مخالفت ميکند و دکاني در مقابل باز ميکند نظير ابليس که واقعا به کشف رسيد و چيزها هم ديد و بي نظر هم بود اما بالا بردن ملائکه او را سبب آن کبر و عجب شد که براي آدم سر فرود نياورد.
اينها عقائدي عوامانه خود ساخته بي اصل و بي مدرک است، عوام بيچاره را متحير و سر گردان ميکند. راه پا براي شيادان باز ميکند و ساده لوح را بطمع خامي افکند. مدتي به جستجو وادار ميکند سپس مدتي اين اعمال را از چله و ختم ميکند بعد هم به مقصود نمي رسد در ايمانش سست ميگردد و در تشکيک مي افتد بلکه بسا ميشود که مرتد شده و منکر همه چيز ميشود و ميگويد حرفهاي ديگرشان هم مثل اين است. او کي ميفهمد که عملي کرده بي اصل و بي مدرک پس به نتيجه نرسيده.
عزيز من بناي اصلي بر غيبت است نه رؤيت. امام ديدن ممکن است ولي بشرط اقتضاي مصلحت و آن امرش به دست حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است نه به خواسته من و تو. خود را خسته مکن. پي اين و آن مرو؛ درخواست ختم و چله مکن که هر چه بگويند بي اصل است از خود گفته اند. کساني که رسيده اند به اين ختم ها و چله ها نرسيده اند. بلي بعض از روي خلوص عملي کرده اند و مدتي ادامه داده اند و بسيار جديت کرده اند از روي رجا و اميد، بدون اينکه نظر ختمي داشته باشند يا چله حساب کنند و چون به سادگي خود جديت بسيار کرده اند عاقبت برق لطف جستن کرده و شامل حال ايشان شده. بعدا ديگران او را ختم کرده و چله قرار داده اند و بديهي است که اگر به اينصورت در آيد هرگز به مقصود نرسد. زيرا که بصورت بدعت درآمده. او اين عمل را مقيدا به اين نظر ميکن که اين مؤثر است در مقصود و چهل روز خصوصيتي دارد در مراد با اينکه نصي بر وي نرسيده، عمل را بدون گفته شرع، و خودسرانه کرده و اعتقاد بيجا و بي اصلي داشته. اين فرق دارد با آنکه همان عمل را به نحو رجا و اميد و بدون اعتقاد مدخليت عدد يا عليّت عمل کرده مانند اينکه يکنفري احياناً به مسجد سهله در شب هاي چهارشنبه براي انجان عمل مخصوصي که در شب چهارشنبه رسيده رفته به اميد اينکه شايد به ملاقات حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مشرف شود. چند گاهي اين رنج را به خود داده تا اينکه بالاخره نائل شده و چون او از اين راه به مقصود رسيده ديگران نيز به طمع افتاده اند، کم کم او را بصورت چله درآورده اند، کم کم شهرت يافته که هر کس چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله برود، حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را خواهد ديد. کم کم عمل مجرب خوانده شده، کم کم بعضي غير محقق، تحقيق عملي برايش کرده که عدد چهل خصوصيتي دارد. موسي چهل روز ميقاتش بود. خمير آدم چهل روز مخمر بود و و و . هر چه در دنيا چهل بوده جمع کرده. عوام بيچاره بخيالش واقعا تحقيق عملي کرده غافل از اينکه صدها و هزارها چهل تاها چه ربطي دارد به موضوع که اگر اين عمل چهل روز تکرار يابد خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خواهد رسيد، آخر که اين را گفته و از چه امامي رسيده؟
آري؛ بوسيله عمل ها و جديت ها با صفاي باطن و نيت پاک ميشود به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) رسيد به شر اينکه به عمل مخصوصي اعتقاد خصوصيت نداشته باشد که اين عمل مجرب است. زيرا که تجربه در اين باب راه ندارد. هر کس اگر رسيده از راهي رسيده و عمل بخصوصي از شرع نرسيده و به شرط اينکه نظر عليت به وي نداشته باشد؛ يعني عمل خود را علت بداند که تخلف در وي نخواهد بود. زيرا که عملها و جديت ها مقتضي است، علت نيست تا بعدا مصلحت امام چه اقتضاء کند. بلکه بايد صرفا به قصد رجا باشد به شرط اينکه اعمالش مطابق دستور شرع باشد، صلاح و تقوايش پسند باشد نه مثل رفتن مسجد سهله که هر رجاله اي به را مي افتد. جمعيت انبوهي هر شب چهارشنبه ميروند از کسانيکه نماز يوميه خود را نمي دانند. اگر بنا بود که حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) براي هر کس ظاهر شود پس غيبت چه معني و مفهومي خواهد داشت و ديگر غيبت از که خواهد بود. مگر بگويي غيبت از کسانيست که به مسجد سهله نمي روند يا فلان چله و يا فلان ختم را نميگيرند و به شرط اينکه پا بند به چهل و عدد چهل يا هر عدد مخصوصي نباشد بلکه اينقدر از عمل دنبال کند تا به مقصود برسد به شرط اينکه اهل عجب نباشد و او را عجب فرا نگيرد و کبر بر ياران خود نفروشد.
آري با چنين شرايط ممکن است توفيق شاملش شود اما ملازمه ندارد ممکن است هم به مقصود نرسد؛ هيچ ملازمه در کار نيست و همچنين صلاح و تقوي و ورع و مرد خدا بودن ملازمه ندارد که به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسد يا مرجع تقليد بودن ملازمه ندارد. چه بسيار از علماي بزرگ اهل زهد و ورع به اين فيض نائل نشدند. اصحاب سيصد و سيزده تن که شبهه اي در خلوص و ايمان و عمل ايشان نميرود تا آن ساعت که در مکه جمع مي شوند، حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را نديده و به خدمتش نرسيده. پس چنين نيست که هر کس مرد خدا باشد بايد به خدمتش برسد. پس غيبت يعني چه. و همچنين ملازمه نيست که هر کس به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) برسد افضل و برتر از همه باشد حتي از مجتهد مسلم. علما از مقام علميکه دارند نظر به توقيع شريف که از حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بر دست حسين بن روح صادر شده از جديت طلب و طلب خودداري ميکنند و به وظائف عمليه خود مي کوشند و امر را به نظر مبارک خود حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و مصلحت ديد او موکول ميکنند که اگر صلاح باشد از ديدارش دريغ نمي فرمايد و گرنه جديت کردن چه سود با اينکه از آن توقيع کراهت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را از طلب و جديت استظهار ميکنند.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص54-58.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*
«راهتوسّلچيست؟»
سؤال: راه توسل چيست؟
جواب: اصل امکان تشرّف به خدمت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به نص خاصي ثابت نشده جز به همان تواتر اجمالي که از ادعاي صالحين به دست آمده؛ چه رسد به اينکه راه معيني براي او باشد و آنچه در افواه گفته مي شود از چلّه ها و ختم ها و اذکار يا در کتبي ديده مي شود که اهليت تأليف ندارند، همه اش تخرص به غيب و ساختگي است، اصلي ندارد.
بلي! آنچه مي توان گفت، در وسيله تشرف و همان هم عمده چيزي است که وسيله وصول اشخاصيست که اين فيض نصيب آنان شده. جدّ و جهد است از آن جهت که «مَن جَدَّ وَ جَهدَ» هر کس جديت کند مي يابد، اما جديت را در ضمن چه عملي بايد کرد يا چه عملي بهتر اسباب توفيق مي شود. ميزان معلومي ندارد و هر کس در اين باره چيزي بگويد به رأي خود گفته، مسئول خدا و رسولخدا(صلي الله عليه و آله وسلم) و امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خواهد بود.
آري! اين خودسازي ها و اين خودگوئي ها و اين بي پروائي ها موجب چند توهم بيجا و عقيده بي اصل در عوام گشته و بسا هم لوازم ناپسندانه بدي ايجاد مي کند. لهذا ناگزيريم که يک يک اينها را بررسي کنيم.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص54.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*
«آياامامرادرعصرغيبتميشودديد
بااينکهدرحديثنفيشده»
سؤال: آيا امام را در عصر غيبت مي شود ديد با اينکه در حديث نفي شده؟
جواب: مقتضي غيبت و بناي غيبت بر اين است که ديده نشود وگرنه غيبت نمي کرد ولي نه اينکه بايد ديده نشود يا ممکن نيست که ديده شود.
حديثي که در نفي مشاهده است، همان حديث توقيع است که براي علي بن محمد سمري صادر شد و مفاد آن چنانکه گذشت، آن است که ظهور نخواهد بود مگر با صيحه آسماني و خروج سفياني نه اينکه رؤيت نخواهد بود و حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود: هرکس ادعاي مشاهده کند قبل از اين دو، پس او کذاب است. يعني ادعاي مشاهده کند يعني مشاهده ظهور. (1)
پس منافاتي ندارد با امکان رؤيت از جهت اقتضاي مصلحت احياناً و اتفاقاً. به علاوه در مقابل او نيز دليل قطعي است بر امکان رؤيت و آن تواتر اجمالي است که موجب قطعي و يقيني است از کثرت ادعاي اشخاص صالح. به علاوه ادعاي ايشان نيز به منزله حديثي است و صلاح بسياري از ايشان از حيث تقوا و ورع و وثوق و اطمينان، کمتر از راويان احاديث نيست. پس اخبار ايشان نيز حديثي است معارض با آن حديث. پس اگر مفاد حديث نفي رؤيت چنان نباشد که گفته شد، چاره نيست جز حمل بر آن معني.
(1) مؤيد اين حضرت امام جعفرصادق(عليه السلام) به مفضل فرمود: نميبيند او را چشمي در وقت ظهور او مگر اينکه همه چشمها او را خواهد ديد. پس هرکس بگويد براي شما غير اين را، تکذيب کنيد او را.
منبع: کتاب مهدي منتظر(عليه السلام)، ص53-54.
*اللّهمعجّللوليکالفرج*